اراده و باور به تحقق اهداف و تعهد

همه افراد موفق زمانی به اهدافشان رسیدند که از دامنه امنیت خود دور شده و اضطراب را هنگام پذیرش ریسک حس کرده اند.در واقع تمام موقیت های بزرگ از دل سختی و ریسک و اراده و باور به تحقق اهداف متولد می شود.همچنین هرچه میزان سختی بیشتر باشد احساس موفقیت و لذت بردن از پیروزی بیشتر خواهد بود.شاید به همین دلیل است که موفقیت های بزرگ بسیار کمیابند.

در بسیاری از مواقع که ریسک می کنید و خلاف جهت جریان زندگی به سمت اهدافتان می روید ممکن است با واکنش های منفی اطرافیان روبه رو شوید.به این دلیل که آنها یک شخصیت مشخصی از شما را می شناسند.پس هنگامی که خلاف این شخصیت کاری انجام می دهید علاوه بر دنیای خودتان باعث ایجاد تغییری در دنیای آنها نیز می شوید.

همانطور که در مقالات قبل گفته شد موضوع دیگری که می تواند مانعی را در راه رسیدن به اهدافتان ایجاد کند افکار منفی در ضمیر ناخودآگاه شماست. هنگامی که به این موانع برخورد کردید،در لحظه ای که از برد و یاخت خود اطلاعی ندارید و یا نمی دانید که چه مقدار از مسیر اهدافتان را طی کرده اید تنها راه حل این است که به راه خود ادامه دهید.مهم نیست که خسته باشید و یا دچار شک وتردید شده باشید.درواقع قانون اراده و باور در راه رسیدن به اهدافتان همان نیروی لازم برای ادامه حرکت شماست.


هیچ چیز در دنیا بهای داشتن یا ارزش انجام دادن را ندارد مگر اینکه با تلاش،درد و سختی به دست آمده باشد
تئودور روزولت

اراده و باور به تحقق اهداف شما را یک قدم یه آنها نزدیکتر می کند

وقتی از قانون باور اراده در راه رسیدن به اهدافتان استفاده کنید هیچ مانعی برای رسیدن شما به موفقیت و آرزوهایتان وجود نخواهد داشت.برای اثبات این قانون می توانیم به رویاها و اهدافی نگاه کنیم که در طول تاریخ بشر غیرممکن به نظر می رسیدند. به عنوان مثال اگر در سال ۱۸۵۰ ایده پرواز با یک لوله فلز توخالی از چین به کالیفرنیا را مطرح می کردید به احتمال زیاد به تیمارستان معرفی می شدید.اما برادران رایت ایده پرواز را غیرممکن ندانستند و به سادگی از این هدف منصرف نشدند.

تفاوت هدف برادران رایت با اهدافی که ما داریم این است که اکثر اهداف و آرزوهای ما چندان بزرگ و دست نیافتنی به نظر نمی رسند.رسیدن به شهرت و پول و اندام و موقعیت اجتماعی مناسب از جمله اهدافی است که افرادی با توانایی های شما میلیون بار قبل از شما آنها را انجام داده اند.پس این اهداف شدنی هستند و کافی است که از قانون اراده و باور به تحقق اهداف استفاده کنید.این را بدانید که غیرممکن ها فقط در لحظه ای به ممکن تبدیل می شود که به شدنش ایمان دارید.پس کافیست با افکار منفی درونی خود مبازره کنید و از شکست نترسید تا به موفقیت برسید.


ما اگر به غیرممکن بودن اهدافمان فکر نکنیم،کارهای بیشتری انجام خواهیم داد.
وینس لومباردی

یک مثال عینی از قدرت جادویی دو عنصر اراده و باور به تحقق اهداف 

آرنولد شوارتزنگر در خانواده نسبتا فقیری در شهر کوچکی در استرالیا و تنها چند سال بعد از جنگ جهانی دوم متواد شد.در آن زمان خبری از گوشی های هوشمند نبود و حتی بسیاری از خانواده ها تلوزیون هم نداشتند.با این وجود آرنولد آرزوی رفتن به آمریکا و بازی در فیلم های هالیوودی را داشت.به راحتی می توان حدس زد که اطرافیان او و یا حتی خانواده اش چه فکری درباره این رویا داشتند.اگر آرنولد قبول می کرد که هیچ شانسی برای رسیدن به هدف خود ندارد در آن صورت هرگز یکی از مشهورترین بدنسازان جهان نمی شد.هرگز نمی توانست به آمریکا مهاجرت کند و درنهایت هرگز به یک سوپراستار و سیاست مدار تبدیل نمی شد.

آرنولد هرگز چیزهایی که مردم ممکن و یا غیرممکن بودن آن را تعیین می کردند را قبول نکرد.هر روز در باشگاه فیگورهای بدنسازی اش را تمرین می کرد.مطاله کرد و تجارت را یاد گرفت.و در آزمون هنرپیشگی شرکت کرد.جالب است بدانید که قبل از آرنولد هیچ بدنساز استرالیایی نتوانسته بود در فهرست الف ایالات متحده قرار بگیرد چه برسد به اینکه به سمت فرماندار کالیفرنیا برسد.در راه رسیدن به هدف هیچ تابلوی راهنمایی وجود ندارد.هنگامی که برای رسیدن به اهدافتان به سرزمین ناشناخته ای سفر می کنید تنها راه رسیدن به موفقیت کشف کردن وتجربه ناشناخته هاست.

اگر می خواهید یک قدم به موفقیت نزدیک شوید مقاله قدرت جادویی ریسک را از دست ندهید

رسیدن به موفقیت و هدف و باور و اراده در راه رسیدن به هدفتان

بهترین بخش این مقاله یا همان جمع بندی نهایی :)

وقتی مسیر جدیدی را برای رسیدن به اهداف و آرزوهای خود انتخاب می کنید ممکن است چندین بار با شکست مواجه شوید.اما نکته مهم این است که نباید متوقف شوید و از قدرت عبارت طلایی اراده و باور به تحقق اهداف استفاده کنید.اراده هیچ مسیر فرعی ندارد.فقط رو به جلو حرکت می کند.فقط یک گزینه وجود دارد و آن هم حفظ نیروی حرکت و هرگز تسلیم نشدن است.راه رسیدن به هدف مثل یک فرد موفق ورزشکار فکر کنید.او می داند نتیجه مطلوب فورا ظاهر نمی شود اما این را هم می داند که هر حرکت و قدم به سمت جلو باعث می شود که پیشرفت کند و کمی به هدفش نزدیک تر شود.

این مثال را فراموش نکنید.شما به دیوار آجری ضربه نمی زنید.بلکه از قلم و چکش استفاده می کنید و با روشی مشخص کم کم دیوار را می کنید در نهایت سوراخی ایجاد می کنید.با هر بار تلاش شما این سوراخ بزرگ و بزرگتر می شود و قبل از اینکه متوجه پیشرفت خود شده باشید مثل آلیس وارد دنیای کاملا جدیدی برای رسیدن به موفقیت می شوید. پس در راه رسیدن به اهدافتان مصمم باشید و هرگز تسلیم نشوید.

این مطلب از فصل هفتم کتاب خودت را به فنا نده انتخاب شده است.شما می توانید خلاصه فصل اول،دوم،سوم،چهارم،پنجم و ششم این کتاب را در سایت دیجی خاطره مطالعه کنید.

.

.

امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید


در این سایت می توانید  بهترین لحظات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.برای شروع خاطره نویسی اینجا کلیک کنید

با دیجی خاطره آنلاین و دیجیتال خاطره نویسی را تجربه کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.