دوری از تقلید نادرست - بازسازی رویاهای دوران کودکی - آشکار کردن عادتهای اتمی

مانع اولیه در جاده ی موفقیت این احساس است که دستاوردهای قابل دسترسی نیستند. این نگرش در نیروهای سرکوب گری ریشه دارد که  که هدایتگر تفکر در جهت سطوح متوسط است. اکثر ما در دوران کودکی اهداف بزرگی برای خود داشتیم. د. دوران جوانی تصمیم گرفته بودیم روی امور ناشناخته و جدیدی تسلط پیدا کنیم.  رهبر شویم. موقعیت های مهمی کسب کنیم، کارهای هیجان انگیزی انجام دهیم. ثروتمند و معروف شویم. خلاصه اینکه، درجه اول شویم و در بهترین جایگاه قرار گیریم. اما قبل از اینکه به سن آغاز این کارها برسیم؛ یک سری امور سرکوب گر بر سر راهمان قرار گرفتند. این امور سرکوب گر همان افکار منفی و ناامید کننده از سمت خودمان و دیگران هستند.اینکه برای رسیدن به این جایگاهها و بازسازی رویاهای دوران کودکی پول لازم است. اینکه شانس تعیین کننده موفقیت است .یا اینکه شما برای اینکه خیلی جوان یا خیلی پیر هستید.

پس مراقب افکار سرکوب کننده خودتان و اطرافیانتان باشید. اجازه ندهید افراد منفی نگر شما را تا سطح خودشان پایین بیاورند. بگذارید آنها مسیر سراشیبی خودشان را طی کنند. با افرادی معاشرت کنید که افکار مترقی و مثبت دارند. سعی کنید با آنها رو به بالا پیش بروید. به یادداشته باشید که با افکار مناسب می توانید هر کاری را انجام دهید.

تیپ های شخصیتی در مواجهه با افکار منفی و سرکوب کننده

گروه اول:  آنهایی که کاملا تسلیم می شوند. اکثر افراد در درون خود متقاعد می شوند که ظرفیت لازم برای موفقیت را ندارند.  اینکه موفقیت واقعی، پیشرفت حقیقی، برای کسانی است که شانس دارند یا سرنوشت آنها با موفقیت گره خورده است. به راحتی می توان این افراد را شناسایی کرد زیرا آنها جایگاه خود را شایسته خودشان میدانند و از توضاع فعلی خود راضی و خوشحال هستند. این گروه جز همان افرادی هستند که دائما شغل خود را برای کسب فرصت ها تغییر می دهند. این افراد به بهانه تراشی و سرگردانی بی هدف و امید برای کسب فرصتها عادت کرده اند.

گروه دوم: آنهایی که تا اندازه ای تسلیم می شوند. این افراد امید زیادی برای رسیدن به موفقیت دارند. آنها خودشان را آماده می کنند. کار می کنند. نقشه می کشند. اما بعد از چند سال یا بیشترکه موانعی سر راه موفقیت آنها قرار می گیرد و رقابت برای شغل های درجه اول سخت و دشوار می شود، تسلیم می شوند . سپس تصمیم می گیرند که موفقیت بیشتر ارزش تلاش بیشتر را ندارد.
باور و بهانه آنها این است که : ما بیشتر از مردم عادی پول در می آوریم و بهتر از آنها زندگی می کنیم. چرا باید بیشتر از این خودمان را به زحمت بیندازیم؟.

درواقع این گروه یک سری ترسها را در خودشان پرورش داده اند. ترس از شکست، ترس از نبود تأیید اجتماعی، ترس از ناامنی، ترس از دست دادن چیزهایی که در حال حاضر در اختیار دارند. این افراد راضی نیستند، زیرا در درون خود احساس می کنند که تسلیم شده اند. این گروه شامل بسیاری از افراد باهوش و بااستعدادی می شود که انتخاب کرده اند در زندگی خود بخزند و به پیش روند، زیرا از ایستادن و دویدن می ترسند.


برای اینکه بتوانید در گروه سوم وارد شده و باقی بمانید، باید با تأثیرات سرکوب گرایانه و منفی محیط خود مبارزه کنید

 گروه سوم: آنهایی که هرگز تسلیم نمی شوند. این گروه احتمالا به یا ۳ درصد از کل افراد را شامل می شوند. آنها اجازه نمی دهند بدبینی موفقیتشان را به خطر بیندازند. تسلیم نیروهای سرکوب گرایانه نمی شوند و به خزیدن اعتقادی ندارند. در عوض، این افراد موفقیت را زندگی کرده و نفس می کشند. این گروه شادترین گروه هستند، زیرا بیشترین دستاوردها را کسب می کنند. این افراد به بهترین فروشنده ها، بهترین مدیران و بهترین رهبران در زمینه ی کاری خود تبدیل می شوند. برای این افراد زندگی انگیزه بخش، با ارزش و ثمربخش است. این افراد هر روز جدید و هرگونه مواجه جدید را همانند یک نوع ماجراجویی می دانند. همه ما دوست داریم در گروه سوم قرار بگیریم، کسی باشیم که هر سال موفقیت های بزرگی را به دست می آورد، فردی که کارهای بزرگ انجام میدهد و نتایج بزرگی کسب می کند.

بازسازی رویاهای دوران کودکی و دست رفته با انتخاب هوشمندانه دوستان و اطرافیانتان

شما بر اساس رفقایتان مورد قضاوت قرار می گیرید. همه ی افراد شبیه هم نیستند. برخی منفی نگرند و برخی مثبت اندیش. بعضی کار می کنند چون مجبورند. دیگران مشتاق اند و برای پیشرفت کار می کنند. نحوه ی تفکر ما تحت تأثیر گروهی قرار دارد که در آن قرار می گیریم. مطمئن شوید در جمعی قرار دارید که افکار مناسبی در سر دارند. در هر گروه افرادی هستند که با آگاهی از بی کفایتی های خود، می خوا سر راه شما قرار گیرند و مانع پیشرفت شما شوند. خیلی از افراد خواهان موفقیت مورد تمسخر و حتی تهدید قرار گرفته اند. زیرا آنها سعی داشتند کارآمد تر و موفق تر از بقیه باشند. برخی از افراد، با حسادت های خود، می خواهد در شما احساس شرمندگی و آشفتگی ایجاد کنند. چون شما می خواهید رو به جلو حرکت کنید و خودتان را بالا بکشید.

افراد منفی نگر و حسود همه جا وجود دارند. چون این افراد نمی توانند رو به جلو حرکت کنند می خواهند شما را هم گمراه کرده و تا سطح خودشان پایین بکشند. پس حواستان را جمع کنید. افراد منفی نگر را بشناسید. اجازه ندهید این افراد طرح ها و نقشه های شما را برای موفقیت خراب کنند.

این مقاله خلاصه ای از فصل  هفتم کتاب جادوی فکر بزرگ است. شما می توانید برای مطالعه خلاصه ای از فصل اول ، دوم،چهارمو پنجم و ششم این کتاب را در این سایت مطالعه کنید.

.

.

امیدوارم مطالعه مقاله ” بازسازی رویاهای دوران کودکی “شما را به آرزوهایتان برساند


در این سایت می توانید  بهترین لحظات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.برای شروع خاطره نویسی اینجا کلیک کنید

با دیجی خاطره آنلاین و دیجیتال خاطره نویسی را تجربه کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.