ترفند حسابداری ذهنی،انتخاب مقصد و هدف.روش اصولی نوشتن اهداف

همین حالا از شما می خواهم فهرست اهداف خود را تنظیم کنید . به قهوه خانه بروید و یک فنجان قهوه سفارش دهید . یا در خانه یک قوری چای نعناع دم کنید . موسیقی مورد علاقه خود را پخش کنید . سپی شروع به نوشتن کنید . ( اگر فکر میکنید برای نوشتن آماده نیستید مقاله شروع سریع نویسندگی را بخوانید. ) سریع بنویسید . لفتش ندهید . اگر متوجه شدید یک هدف را به خاطر بزرگ بودن کنار گذاشته اید ، اهداف به ترتیب بنویسید . کنار هدف بزرگتان یک ستاره بگدارید . این یک هدف زنده است .نگران زیاده خواهی نباشید . حتی آرزوهایی را که هیچ ابزار عملی برای تحقق آن ندارید را نیز یادداشت کنید . اما قبل از این کار به فکر یادگیری روش اصولی نوشتن اهداف خود باشید.( اگر اهدافتان را نمی دانید این مقاله را بخوانید. )


یک تجربه انگیزه ای برای شروع یادگیری روش اصولی نوشتن اهداف


لو هولتس ، مربی مشهور فوتبال ، این کار را در سال ۱۹۹۶ انجام داد. بیست و هشت ساله بود که یکصد و هفت آرزوی محال را روی کاغذ آورد . او تازه شغلش را از دست داده بود . در بانک هیچ پولی نداشت . همسرش بت ، سومین فرزندشان را هشت ماهه حامله بود . بد ترین دوران زندگی او بود . همسرش یک نسخه از کتاب جادوی بزرگ نوشته دیوید جی شوآرتز را به او داد . به گفته هولتس ، تا آن لحظه به کلی بی انگیزه بود .

« خیلی ها ، که من هم جزوشان بودم ، هیچ کار خاصی در زندگی خود نمی کنند . در کتاب نوشته شده بود که باید قبل از مرگ تمام اهدافی را که قصد رسیدن به آنها را دارید به روی کاغذ بیاورید.»

اهدافی که در واکنش به آن درخواست نوشت هم شخصی بود و هم حرفه ای . اغلب آن ها برای یک مرد بیست و هشت ساله بیکار دست نیافتنی به نظر می رسیدند . از جمله آن اهداف عبارت بودند از  شام خوردن در کاخ سفید . شرکت در برنامه تلوزیونی تونایت شو. ملاقات با پاپ . رسیدن به مقام سرمربی گری در نوتردام . قهرمان شدن در مسابقات ملی. انتخاب شدن به عنوان بهترین مربی سال . فرود آمدن روی یک ناو هواپیمابر و سقوط آزاد از هواپیما .

اگر به سایت اینترنتی هولتس مراجعه کنید در کنار این فهرست عکس هایی را مشاهده خواهید کرد . عکس های هولتس با پاپ. عکس با رئیس جمهور رونالد ریگان در کاخ سفید. عکس در حال خندیدن در کنار جانی کارسون. به علاوه توضیحی از احساس او در لحظه سقوط آزاد هواپیما.از یکصد و هفت هدفی که در فهرست او وجود داشت ، هولتس به هشتاد و یک مورد آن رسیده است .راز موفقیت او استفاده از روش اصولی نوشتن اهداف بود.

 کمی تأمل

پس به خودتان اجازه رویابینی و تفکر خلاقانه را  بدهید. به گفته ریچارد بولز یکی از غم انگیزترین جملات عالم این است که حالا باید واقع بین باشیم. از کوه کلیمانحارو بالا بروید. یک دانشگاه یا بیمارستان وقف کنید. یک پرورشگاه تاسیس کنید. پدر و مادر بهتری شوید. برای یک بیماری لاعلاج دارو کشف  کنید. اختراع خود را به ثبت برسانید. در تلوزیون ظاهر شوید. یا هر کار ی به همین بزرگی انجام دهید. با این فرض که هدفتان پول نباشد و زمان عامل تعیین کننده ای نباشد. زیرا هدف پول و زمان عامل تعیین کننده ای نیست .

 


در کمین علائم و نشانه ها برای تحقق هدف


وقتی هدفی را با اعتقاد کامل نوشتید دنبال نشانه هایی برای پیمودن مسیر درست باشید . نشانه ها همه جا دور و بر شما هستند. بیایید داستانی را در این زمینه بخوانیم.

امیلی دختر هنریت کلاوسر وقتی داشت دور دریاچه گرین لیک می دوید توجهش به جوانی که اسکیت بازی می کرد جلب شد. تابلویی که در جلو و عقب پسر نصب شده بود توجهش را جلب کرد.« تخت خواب دو نفره رایگان. دنبالم بیایید. »

معلوم شد مادربزرگ این پسر می خواست خانه ی خود را عوض کند. تصمیم داشت تخت یک نفره ی خود را همراه با خوشخواب و یک دراور به کسی ببخشد. کاملا مناسب دوست امیلی که دنبال وسایلی برای پر کردن آپارتمان دانشجویی جدید خود بود.

به گفته کلاوسر : ” اغلب آرزو کرده ام وقتی با یک دو راهی رو به رو هستم ابر ها شکاف بردارند . صدایی آسمانی ما را به طبقه دوم دعوت کند . در آنجا کتابدار زندگی ساعت ها کنارمان بنشیند. به تمام سوالاتمان پاسخ دهد و راهنمایی مان کند.

⇐و اما واقعیت……

واقعیت این است که این نوع هدایت شخصی و مستقیم وجود دارد ولی اغلب آن را نمی شنویم و نمی بینیم. با اگر این پیام ها را بگیریم آن ها را تصادفی می دانیم. بهتر است آن ها را” فرمان رو ” بنامیم. یک ” فرمان رو ” بخشی از یک الگو است. این حوادث یک نشانه اند. یک علامت. یک چراغ سبز برای حرکت رو به جلو. حالت اضطرار نهفته در آخرین هجای دستورات داور مسابقه دو :« به جای خود ..آماده .. رو.»

کارل گوستار یونگ روانشناس سوئیسی آن را همزمانی می نامید. یعنی زمانی که حوادث با خوش شانسی با هم تلاقی می کنند. برخی بر این عقیده اند که ما موج انرژی را از خود ساطع می کنیم که باعث جذب افراد و راه حل به طرف ما می شود.

فصل مشترک این دیدگاه ها این است که این نشانه ها به ما مسئولیت می دهد. در عین حال بر قدرتی اشاره دارد که ناظر و مراقب تک تک ماست. وقتی هدفمان را می نویسیم پیامی برای عالم ارسال می کنیم . « من آماده ام.» . فرمان رو همان نشانه هایی است که پیام را بازپس می آورند. « پیغام شما را گرفتم و دارم روی آن کار می کنم .»

من می توانم کلید حل مشکل . روش اصولی نوشتن اهداف.


برای یادگیری روش اصولی نوشتن اهداف از ذهنتان کمک بگیرید


وقتی آرزو ورویاهای خود را می نویسید مثل این است که تابلویی را به دست بگیرید. تابلویی که رویش نوشته آماده برای کار. یا با نوشتن هدف حضور خود را در بازی اعلام می کنید. آوردن هدف به روی کاغذ مغز را در حالت آماده باش قرار می دهد تا شما را وارد بازی کتد.

قوی ترین و آشناترین مورد از این کارایی مغز تجربه ای است که همه ما داشتیم. در اتاق شلوغی هستید. صدای جمعیت نمی گذارد صحبت های فردی را که با او در حال گفتگو هستید بشنوید. ناگهان یک نفر در طرف دیگر اتاق اسم شما را به زبان می آورد. آن کلمه از میان دریای صدا عبور می کند. گوش شما ناگهان تیز می شود. سر خود را به طرف گوینده می چرخانید. آماده اید بقیه حرف های وی را درباره خودتان بشنوید. تلاش می کنید که بشنوید آیا خبر خوبی دارد. آماده اید در برابر خبر های بد از خودتان دفاع کنید. شاید فکر کنید تمام حواستان به حرف های کسی است که با وی هم صحبت شده اید. اما در حقیقت توجه شما تقسیم شده است. اطراف را کاملا زیر نظر دارد. حتی زمانی که دارید حرف میزنید مرتب اطلاعات را طبقه بندی می کند. نام شما هنگامی که بر زبان کسی جاری می شود درست مثل تکه ای طلا در مبان شن ها کاملا به چشم می خورد.

⇐ مثالی دیگر….

در مثالی دیگر فرض کنید یک موتور هوندا آبی خریده اید. ناگهان هونداهای آبی را در تمام شهر میبینید. شاید بپرسید اسن همه هوندا آبی از کجا آمده اند ؟. اما آنها همیشه بودند. فقط شما توجهی به آن نداشتید.

روی کاغذ آوردن یک هدف مثل خریدن یک موتور هوندا آبی است. این کار باعث نصب فیلتری می شود . این فیلتر باعث می شود که نسبت به برخی چیز ها در محیط پیرامون خود هوشیار شوید. در واقع وقتی هدفی می نویسید مغز شما اضافه کاری می کند. به شما برای رسیدن به هدف کمک می کند. شما را نسبت به نشانه ها و علائمی هوشیار می کند که مثل هوندای آبی رنگ همیشه جلوی چشم شما بودند.

نوشتن هدف با کمک گرفتن از مغز


کلام آخر


شناخت و انتخاب هدف، یکی از اساسی ترین موضوعات زندگی انسان است. اگر انسان هیچ شناختی از هدف خود در زندگی نداشته باشد، آن را پوچ و بی معنا خواهد یافت. همه فعالیت های آگاهانه و ناآگاهانه انسان زمانی مفهوم خواهد داشت که هدف نهایی اش در زندگی روشن باشد.پس به جرأت می توان گفت که اساس موفقیت انسان در مسیر پر پیچ و خم زندگی، شناخت و انتخاب هدف می باشد . کسانی که در این راه مسیر صحیح را انتخاب کرده و هدف خویش را هم چو مشعلی فروزان در انتهای مسیر نظاره گرند، همواره موفق و پیروز هستند. وقتی هدفی را با اعتقاد کامل نوشتید دنبال نشانه هایی برای پیمودن مسیر درست باشید . نشانه ها همه جا هستند. این نشانه ها به ما مسئولیت می دهد. در عین حال بر قدرتی اشاره دارد که ناظر و مراقب تک تک ماست. وقتی هدفمان را می نویسیم پیامی برای عالم ارسال می کنیم . « من آماده ام.» . فرمان رو همان نشانه هایی است که پیام را بازپس می آورند. « پیغام شما را گرفتم و دارم روی آن کار می کنم .»

منبع : کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد اثر هنریت کلاوسر

از توجه شما بی نهایت متشکریم.

 

لطفا از ما انتقاد کنید و ما را در بهبود سایت یاری کنید.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.