دل نوشته انگیزشی و احساس پیروزی و موفقیت

دل نوشته های انگیزشی بخوانید و انگیزه خود را بالا ببریدwink

سلام . خواندن دل نوشته علاوه بر لذت بخش بودن می تواند راهی برای شروع نویسندگی باشد . همانطور که در در مقالات قبل گفته شد، یکی از مهارت های لازم برای نویسندگی مطالعه است . این مطالب به شما کمک می کند . تا علاوه بر آشنایی با نوع خاضی از خاطره و زندگی نامه نویسی ، مهارت های خود را برای نویسندگی  را بهبود دهید .

بخش هایی از کتاب من نامه

دل نوشته انگیزشی شماره ۴ 

هرکسی به نحوی به فکر خودش است. حتی بدون اینکه بداند.آنهایی که میدانند از خودراضی و خودپسندند.  آنهایی که نمیدانند در اکثر موارد بیشعورند.این را بدان انجام کارهایی مانند رقصیدن و بلند خندیدن، زشت نیست. در آن لحظه و در آن زمان کسی تو را نمیشناسد. آنهایی هم که کنارت هستند دوستان تو می باشند و تو را می شناسند. پس جایی برای نگرانی نیست. تا میتوانی بلند بخند و شادی کن.
من آدم نورگریزی هستم . دوست دارم در تاریکی خلوت کنم. کاش می شد هنگام خلوت کردنم هیچ کس برای سرک کشیدن در کار من وارد نشود.
تصمیم گرفتم از تک تک لحظه های زندگی ام نهایت استفاده را ببرم. می دانم بیشترشان در حال تلف شدن در محل کارم هستند. ولی من به خودم ایمان دارم. من میتوانم.
بالاخره به یک جای بلند می رسم . می توانم دیده شوم . بزرگترین زلزله را به وجود بیاورم. من اندازه ی این بدن نیستم. من بالاتر از هر چیزی هستم. بالاتر از سیاهی، بالاتر از قله های پیروزی .

دل نوشته انگیزشی

دل نوشته شماره ۶ 

به نتیجه ای رسیدم. اینکه در زندگی باید مانند کسی که هیچ چیز برای از دست دادن ندارد جنگید. کسی که هیچگاه به فکر فرار نیست . نیروی ذهن بسیار قدرتمند است. با قدرت ذهنم میتوانم با کمی تلاش دنیای خالی از سیاهی خودم را به شبِ بی پایان تبدیل کنم . حتی میتوانم عکس این کار را انجام دهم .اما دلیلی نمیبینم که از اعتدال بیرون بیایم . شاید هم مانند همیشه یک انقلاب بزرگ راه انداختم و دنیایم را عوض کردم.
چه کسی میتواند به من دستور بدهد؟ .اگر این کار را خودم بتوانم انجام دهم کار بسیار بزرگی کرده ام. راستی یک سوال جالب. لبخندت را باید خرج چه کسی کنی؟. آینه بهترین گزینه است. به خودت بچسب. روحت را صیقل بده . هرگاه خودت را در آینه انسان دیدی به سمت هدفت برو. مطمئن باش جاده ی فرعی در راهت پیدا نخواهد شد.

دل نوشته شماره ۱۰

 

خستگی نمی تواند مرا از پای درآورد. مسیر من مشخص است. پاهای من سست نمی شوند. مقصد از ابتدا خندیدن بوده و هست.حاصل سال ها غصه و فکر چیزی نبود جز چین و چروک روی پیشانی ام و یک روح خسته و به زنجیر کشیده شده .
باید میدانستم که دیوارم کوتاه بود و باید آن را میساختم تا اندازه ای که فکر هیچکس به نیمی آن هم نرسد. پله پله مسیرم را میسازم. زمان می برد تا فراموش کنم. زمان میبرد تا بیشتر بفهمم و بفهمانم.اگر در تاریکی مطلق باشم از نور چشمانم بهره خواهم برد. مسیرم را می یابم.گاهی باید به خودت رجوع کنی تا بفهمی چقدر قدرتمندی. من به قدرتم پی بردم. پس هیچ مانعی جلوی راهم سالم نخواهد ماند.

دل نوشته شماره ۶۶

هرکس به من رسید خواست من را دگرگون کند. چه اندازه بازگو کنم من همین هستم. با ایده های جنجالی و آرزوهای شگفت و باوری متفاوت.هرگونه که دوست دارید مرا بخوانید. دیوانه، بیمار و… . اگر من، من نباشم پس با دیگران همخوان می شوم. پوچ تر از طبل. این تن و روح برای من است . من، بی خدا و با خدا، با وجدان و بی وجدان، خبیث و پاک، من هستم.هرگونه که بخواهم زندگی می کنم. اگر مشکل از من هم باشد باز هم برایم مهم نیست . می توانید مرا برای خودم دوست بدارید . می توانید برای خودم مرا دشمن بدانید. من تکرار نشدنی هستم.روزی خواهید دانست.

منبع :کتاب من نامه اثر محمدرضا اکبری دستجردی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.