تعویض نقش و وظایف= درک متقابل - رابطه ی سالم و سمی

ویژگی های یک رابطه ی سالم عبارت است از ….

در جامعه ی ما انواع رابطه ی سالم و سمی وجود دارد. عشق و رابطه ی ناسالم بین دو نفری تشکیل می شود که تلاش می کنند به واسطه ی عشقشان از مشکلاتشان فرار کنند. به عبارت دیگر آنها از وجود همدیگر استفاده می کنند تا از حقیقت فرار کنند.اما رابط سالم زمانی بین دو نفر تشکیل می شود که مشکلات خود را پذیرفته و با حمایت همدیگر آنها را حل می کنند.

تفاوت یک رابطه ی سالم و سمی

برای اینکه بدانید روابطی که برقرار می کند در کدام دسته قرار دارد این دو سوال را از خودتان بپرسید :

  • هر کدام از شما چقدر در یک رابطه مسئولیت پذیر هستید ؟
  • چقدر دوست دارید فرد مقابل شما موفق شود و آیا از شکست طرف مقابل خود ناراحت می شوید ؟
  • چقدر از طرف مقابل انتقاد می کنید و چقدر نقد پذیر هستید ؟

در یک رابطه ی سمی حس مسئولیت خیلی ضعیفی از سمت هر دو طرف و همچنین خوشحال نشدن از موفقیت طرف مقابل دیده می شود. اما در یک رابطه ی سالم محدوده ی مشخصی بین دونفر و ارزش هایشان وجود دارد و می توانند به راحتی نکات ضعف یکدیگر را با هم به اشتراک بگذارند.

افرادی که در رابطه ی سالمی هستند مرز بین ارزشها و مسئولیت های همدیگر را می شناسند. آنها مسئولیت ها و ارزش های خود را قبول کرده و اجازه می دهند طرف مقابل هم مسئولیت ها و باورهای خود را قبول کند. اما افرادی که در رابطه ای سمی گرفتار شدند نه تنها از مسئولیت های خود فرار می کنند بلکه با پذیرش مسئولیت های طرف مقابل ، باعث می شوند هیچ کدام از آنها مسئولیت کارهای خود را قبول نکنند. در واقع آنها هیچ محدوده ای برای خود و دیگری نمی گذارند در حالی که همیشه داشتن یک محدوده لازم است.

چرا داشتن این محدوده ها لازم است …

همانطور که در مقالات قبل گفتیم همیشه افرادی هستند که دیگران را مسئول مشکلات و حال کنونی خود می دانند. چون فکر می کنند اگر همیشه خود را قربانی نشان دهند در نهایت کسی می آید و آنها را نجات می دهد. در نهایت به عشقی می رسند که کشتی نجاتشان باشد. این افراد مسئولیت کارهای طرف مقابل خود را برعهده می گیرند چون فکر می کنند اگر روی شریک خود متمرکز شوند و او را نجات دهند به عشقی که همیشه می خواستند می رسند. معمولا اینگونه افراد جذب هم می شوند . اما نمی دانند که این از خودگذشتگی غلط به هردوی آن ها لطمه ی زیادی وارد می کند.

متاسفانه این افراد نمی توانند نیازهای حقیقی همدیگر را برطرف کنند . فردی که از مسئولیت هایش رها شده مشکلات بیشتری را ایجاد می کند تا همچنان در مرکز توجه باشد و باعث جلب حمایت و توجه دیگران شود. فردی که مسئولیت دیگری را قبول می کند هم مشکلات بیشتری را حل می کند. نه به خاطر اینکه آن مشکلات برایش مهم است. چون باور دارد باید مشکلات طرف مقابل خود را حل کند تا بیشتر در مرکز توجه باشد و محبت دریافت کند. به هیچ وجه نمی توان اسم این ارتباط را یک رابطه ی سالم نامید.  به نظر شما بین این همه شلوغی و مسئولیت های کاذب فرصتی برای ابراز احساسات باقی می ماند ؟.

چگونه مرز فداکاری و اجبار را بفهمیم ؟

اگر برای فرد مهمی در زندگی خود فداکاری می کنید، این فداکاری باید به این دلیل باشد که خودتان دوست دارید آن کار را انجام دهید. نه به این دلیل که حس می کنید مجبورید آن کار را انجام دهید یا از پیامد انجام ندادن آن کار می ترسید. همچنین اگر شریکتان هم می خواهد برایتان فداکاری کند، این فداکاری باید به این دلیل باشد که او از ته دل می خواهد این کار را انجام دهد، نه به دلیل حس خشم یا گناه . رفتار عاشقانه وقتی اعتبار دارد که بدون پیش شرط و انتظار انجام شود. البته تشخیص تفاوت کارهای داوطلبانه و اجباری سخت است. در این صورت رابطه ی سالم و با محدوده ی مناسبی خواهید داشت.

افرادی که دارای محدوده ی قوی هستند می فهمند که نباید از شریک خود انتظار داشته باشند که صد در صد خود را با طرف مقابل سازگار کند و تمام خواسته های او را انجام دهد. این توقعی نامعقول است. این افراد می فهمند که رابطه ی سالم به معنی کنترل یکدیگر نیست. بلکه پشتیبانی از همدیگر برای حل مشکلات است.  پس رابطه ی سالم به معنای اهمیت دادن به تمام خواسته های طرف مقابل نیست.

چگونه اعتماد سازی کنیم ……

وقتی مهم ترین اولویت شما این باشد که همواره حس خوبی داشته باشید یا حس خوبی در طرف مقابل خود ایجاد کنید، مطمئن باشید هیچ کس حس خوبی نخواهد داشت و حتی ممکن است باعث از بین رفتن رابطه شود. بدون تضاد هیچگونه اعتمادی شکل نخواهد گرفت. تضاد وجود دارد تا به ما نشان دهد چه افرادی بدون هیچ شرطی در کنار ما هستند و چه کسانی فقط بخاطر منافع خود در کنار ما حضور دارند. هیچ کس به یک فرد بله گو قربان اعتمادی ندارد.

برای داشتن یک رابطه ی سالم دو طرف باید توانایی نه گفتن را داشته باشند و نه هم بشنوند. بدون این کار ممکن است ارزش ها و مشکلات یک نفر اولویت بیشتری پیداکند. تضاد نه تنها طبیعی است بلکه برای سالم نگه داشتن روابط هم ضروری است. اگر دو نفر نتوانند تضادهای خود را به خوبی حل کنند کم کم دروغ وارد رابطه می شود. همین دروغ هم می تواند پایه ی روابط آنها را سست کند. همین صداقت یکی از تفاوت های مهم رابطه ی سالم و سمی است.

__ اعتماد برای پایداری و تداوم رابطه خیلی مهم است ….

اعتماد مهم ترین عنصر در یک رابطه ی سالم است و بدون آن روابط بی ارزش می شوند. هر کسی می تواند ادعا کند که دوستتان دارد، می خواهد با شما زندگی کند و همه چیز را فدای شما کند. اما اگر نتوانید به آن فرد اعتماد کنید نمی توانید رابطه ای را شروع کنید یا ادامه دهید. شما حس نمی کنید که آن فرد شما را دوست دارد تا زمانی که اعتماد کنید که عشقی که به سمتتان اومده بدون هیچ قید و شرطی است.

اما مراقب باشید اعتماد مثل بشقاب چینی است. اگر یک بار آن را بشکنید با دقت خیلی زیاد می توانید قطعات شکسته شده را کنار هم قرار دهید و دوباره تا حدی مثل بار اول درستش کنید. برای بار دوم، این بار قطعات شکسته شده ی قبلی هم میشکنند و کنار هم گذاشتن این قطعات خیلی زمان بر خواهد شد. اگر این اعتماد بیشتر و بیشتر بشکند در نهایت به مرحله ای می رسید که کنارهم قرارد دادن آنها غیرممکن خواهد شد. چون قطعات شکسته شده ی بسیاری وجود دارد.

این مقاله خلاصه ای از  ششم کتاب هنر ظریف بیخیالی نوشته ی مارک منسن است. ما خلاصه ی فصل اول ، دوم و سوم،چهارم  و پنجم را هم برایتان آماده کرده ایم .

.

.

.

در این سایت می توانید  بهترین لحظات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.برای شروع خاطره نویسی اینجا کلیک کنید

با دیجی خاطره آنلاین و دیجیتال خاطره نویسی را تجربه کنید

 

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.