رمان بخشنده ی ستارگان

رمان بخشنده ی ستارگان نوشته جوجو مویز نویسنده و روزنامه نگار انگلیسی است. او تنها نویسنده ای است که دو بار برنده ی رمان عاشقانه ی سال شده است و رمان هایش به اغلب زبانهای زنده ی دنیا ترجمه شده است. این رمان داستان زنانی است که  آنچه بین آنها و مردان جامعه شان اتفاق می افتد ، به یک درام فراموش نشدنی وفاداری ، عدالت ، انسانیت و اشتیاق تبدیل می شود. این زنان قهرمان با مردسالاری کورکورانه و نادیده گرفته شدن توسط مردان مبارزه می کنند. برای کمک به مردم و انجام مسئولیت های اجتماعی با انواع خطرات روبرو می شوند. آنها با رساندن کتاب برای افرادی که هرگز اطلاعاتی به این وسعت نداشته اند ، آنها را با حقایقی مسلح کرده است که زندگی آنها را تغییر خواهد داد. زنان کنتاکی تا قبل از این جریان خودشان را محصور در خانه هایشان می دیدند.

تاکنون بیش از ۴۰ میلیون نسخه از این رمان در جهان به فروش رسیده است.  جالب است بدانید که رمان بخشنده ی ستارگان  بر اساس داستان واقعی کتابداران کنتاکی است که برای دادن کتاب به مردم کوه نشین هر روز ساعت ها سوارکاری کرده و از دل موانع عبور می کردند. در اکتبر امسال قرار است فیلمی بر اساس این رمان به کارگردانی کاتالینا آگویالار مسترتا و با بازی امیلیا کلارک و سام کلافلین منتشر شود. این فیلم داستان داستان گروهی از زنان در کنتاکی را روایت می کند که اتلاش آنها برای تحویل کتاب به ساکنان یک منطقه کوهستانی دورافتاده نادیده گرفته می شود. اما این افراد تلاش می کنند تا خودشان و کارشان را به بقیه اثبات کنند.

اگر سبک نویسندگی جوجو مویز را دوست دارید پیشنهاد می کنم مقاله ی معرفی کتاب من پس از تو را از دست ندهید


در بخشی از این رمان جذاب می خوانیم


گاهی مردمی که کتابدارها برایشان کتاب می بردند به آنها بی احترامی و فحاشی می کردند. خانم های کتابدار به تدریج سعی کردند دیگر از کنار میخانه های بدنام خیابان اصلی رد نشوند. مردها آنجا در چارچوب در می ایستادند و با وقاحت تمام برایشان سوت می زدند یا دنبال شان در خیابان راه می افتادند و ادایشان را در می آوردند که داشتند توضیح می دادند کتاب ها حاوی چه مطالبی هستند. جای خالی ایزی کاملا حس می شد و دلشان برای آواز خواندن و شوروشوق زیادش تنگ شده بود. با این که کسی آشکارا حرفی از آن نمی زد، از دست دادن حمایت خانم بریدی مثل این بود که پشت شان خالی شده است. بت چند بار به آنها سر زد، ولی چنان بهانه گیر و دلمرده بود که خودش و در نهایت همگی به این نتیجه رسیدند که همان بهتر اصلا نیاید.

سوفیا وقتی کار مرتب کردن کتاب ها را تمام می کرد، تعداد بیشتری آلبوم عکس و بریده های مجلات و روزنامه ها درست می کرد. به آن دو زن جوان تر از خود قاطعانه می گفت: «هنوز هم اوضاع می تواند تغییر کند، ایمان داشته باشید.» . آلیس دل و جرئتش را پیدا کرد تا در حمایت مارجری و فرد به خانه ی ون کلیو برود. وقتی فهمید ون کلیو خانه نیست، نفس راحتی کشید و این آنی بود که در سکوت دو چمدان وسایلش را دستش داد و در خانه را محکم بست، اما بعد از بازگشت به خانه ی مارجری، با وجودی که مارجری به او گفته بود تا هروقت مایل است می تواند آنجا بماند، احساس مزاحمت میکرد. انگار پناهنده ی دنیایی بود که هنوز قوانینش را درست درک نمی کرد.


 شما می توانید برای خرید و دانلود قانونی کتاب بخشنده ی ستارگان به سایت های انتشارات آموت  و طاقچه مراجعه کنید


.

.

.

امیدواریم از مطالعه مقاله معرفی کتاب بخشنده ی ستارگان لذت ببرید


در سایت دیجی خاطره بهترین لحطات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.برای شروع خاطره نویسی اینجا کلیک کنید


با دیجی خاطره آنلاین و دیجیتال خاطره نویسی را تجربه کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.