http://iran-paper.ir/دانلود-رایگان-کتاب-من-پیش-از-تو-اثر-جوجو/

رمان من پیش از تو یک رمان عاشقانه در سبکی متفاوت است که توسط جوجو مویز در سال ۲۰۰۲ نوشته شده است.جوجو مویز روزنامه نگار و نویسنده انگلیسی تنها کسی است که تا به حال توانسته دو بار موفق به کسب جایزه انجمن رمان نویسان رمانتیک شود و آثارش جزو پرفروش ترین های نیویورک تایمز است .فیلم من پیش از تو به کارگردانی تیا شروک و بازی امیلیا کلارک و سم کلفلین در نقش‌های اصلی بر اساس این رمان ساخته شده است که ژوئن ۲۰۱۶ اکران شد.

لوئیزا کلارک دختر معمولی با یک زندگی عادی است.نامزدی سمج و خانواده ای صمیمی دارد و در شهری دور ازروستای کوچک خود زندگی می کند.به علت مشکل مالی پرستاری فردی به نام ویل تراینور را می پذیرد.ویل ترینور به دلیل تصادف با موتور مجبور است که روی صندلی چرخدار بنشیند.اما او قبل از تصادف زندگی پرهیجانی داشت که شامل معاملات بزرگ و سفر به دور ونیا بود.دیگر چیزی وجود ندارد که او را به هیجان بیاورد.

وقتی این رمان را تمام کردم، نمی‌خواستم آن را نقد کنم؛ می‌خواستم دوباره آن را بخوانم.منتقد نیویورک تایمز”

اگر سبک نویسندگی جوجو مویز را دوست دارید پیشنهاد می کنم رمان دختری که رهایش کردی  را هم مطالعه کنید.


 بخشی از رمان جذاب و منحصر به فرد من پیش از تو 


پیش از آن که بتواند حرفی بزند، گروه موسیقی با لباس های رسمی روی صحنه آمدند و با ورود آنها همه ساکت شدند. برخلاف انتظار، احساس هیجان کردم. دست روی زانو گذاشتم و صاف روی صندلی نشستم.آنها شروع کردند به کوک کردن سازهایشان. بعد، ناگهان تک صدایی سالن را پر کرد صدایی دلنشین که مو بر اندامم سیخ کرد و نفسم را بند آورد. صدایی گوش نواز که پیش از آن هرگز نشنیده بودم.ویل زیر چشمی نگاهی به من انداخت. چهره سرحال و با نشاطش به من فهماند که  قرار است از یک کنسرت زیبا لذت ببریم.رهبر ارکستر از سکویی بالا رفت. پایش را دو بار زمین کوبید و سکوتی محض، سالن را فرا گرفت که احساس اشتیاق در آن موج میزد.

آنگاه چوبی را که در دست داشت، به حرکت درآورد و سپس بلافاصله پس از آن، صدای موسیقی سالن را پر کرد. موزیکی شفاف و خوش آهنگ و آن موقع بود که توانستم واقعیت موسیقی را دریابم. تمام حواس پنجگانه ام مشتاقانه آن را مب می بلعید. بدنم می لرزید و  پوستم سوزن سوزن میشد و کف دستم عرق کرده بود.ویل توضیحی به من نداده بود و انتظار شبی خسته کننده و کسالت آور را می کشیدم، ما اکنون زیباترین صدایی را می شنیدم که در تمام طول عمرم شنیده بودم.هر چه که بود، دلم نمی خواست ان جدا شوم.

نگاهی دزدکی به ویل انداختم. او نیز از خود بیخود شده و غرق تماشا بود. نمی دانستم او چه احساسی دارد، اما هر چه که بود، مرا می ترساند. از درک عمق آسیبی که دیده بوده وحشت داشتم . زندگی اور ورای تجربیات من بود. من که بودم که میخواستم به او بگویم چگونه زندگی کند؟

رمان من پیش از تو

آن قدر منتظر ماندیم که سالن خالی شد. بعد، صندلی چرخدارش را بیرون از سالن بردم. با اسانسور پایین رفتیم و این بار توانستم بدون کوچکترین مشکلی او را سوار اتومبیل کنم. هنوز هم صدای دلنواز سازها در گوشم زمزمه می کرد، بنابراین کوشیدم تا آنجا که ممکن است، کمتر حرف بزنم تا شکوه آن را از یاد نبرم.

باورم نمیشد که موسیقی می تواند گره گشای مشکلات روحی باشد یا آدمی را جایی بود که حتی اهنگ سازش نیز انتظار آن را ندارد. تا آن لحظه درنیافته بودم که چگونه موسیقی می تواند بر فضای اطراف انسان اثر بگذارد و این اثر هر جا که میرود، او را همراهی میکند.از اینه جلو، نگاهم به وبل در عقب افتاد که لبخند بر لب داشت.

-خب، پس تو اهل موسیقی کلاسیک نیستی؟ .

-حتی یک ذره هم خوشم نیامد . به ویژه از قسمت اخرش که تک نوازی ویلون بود

– معلوم بود که اصلا خوشت نیامده، آن قدر بدست آمده بود که اشک در چشمانت حلقه زده بود.

– به او لبخند زدم و گفتم حالا بهتر است به خانه برگردیم، کارهای شبانه، انتظارم را می کشند.

– کلارک، یک دقیقه صبر کن. صبر کن، تنها یک دقیقه دیگر. موضوع این است که الان دلم نمی خواهد به خانه برگردم. تنها می خواستم….تنها می خواستم مردی باشم که با زنی قرمز پوش به کنسرت رفته……..تنها چند دقیقه دیگر.


**** برای دانلود رمان من پیش از تو اینجا کلیک کنید ****


شما می توانید معرفی کامل و بخشی از رمان های من پس از تو  و بازهم من ( ادامه رمان من پیش از تو ) را در این سایت بخوانید

.

.

امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید


 می توانید در این سایت بهترین لحظات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.برای شروع خاطره نویسی اینجا کلیک کنید

با دیجی خاطره آنلاین و دیجیتال خاطره نویسی را تجربه کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.