رمان میوه خارجی

رمان میوه خارجی نوشته جوجو مویز است. جوجو مویز روزنامه نگار و نویسنده انگلیسی تنها کسی است که تا به حال توانسته دو بار موفق به کسب جایزه انجمن رمان نویسان رمانتیک شود و آثارش جزو پرفروش ترین های نیویورک تایمز است. این نویسنده پس از نوشتن این رمان در سال ۲۰۰۴ موفق به کسب جایزه رمان عاشقانه سال شده است. جوجو مویز در رمان «میوه خارجی» با محوریت شخصیت های زن و روایت دو داستان موازی در زمان حال و گذشته، بار دیگر داستان پر کششی را برای مخاطب به وجود آورده است.

این داستان درباره شخصیتی به نام  لوتی است که از آوارگان جنگ جهانی دوم است .او در کودکی به خانواده ی دکتر هولدن سپرده می شود و در کنار سیلیا، دختر خانواده ی هولدن که هم سن اوست، رشد می کند و سال های نوجوانی را پشت سر می گذرد. زندگی در شهر کوچک و بی جنب و جوش مرم عذاب آور است و ساکنان کهنه پرست این شهر در مقابل هر گونه تغییر و تحولی از خود مقاومت نشان می دهند. این دو دختر جوان مشتاق هستند تا دور از خانواده و به هر نحو ممکن دنیای جدیدی را تجربه کنند. بدین ترتیب وقتی گروهی سنت شکن از لندن می آید و در عمارت آرکیدیا ساکن می شود، آن دو با شیوه ی جدیدی از زندگی آشنا می شوند.

در میانه داستان عشقی که پس از آن در قلب لوتی جوانه می زند، عواقبی در پی دارد و زندگی افرادی را تحت تأثیر خود قرار می دهد.  بعد از گذشت پنج دهه، عمارت توسط لوییزا دیگر شخصیت موازی ر داستان در دست بازسازی است . با برملا شدن اسراری که سال ها در آن مدفون بود، این سؤال مطرح می شود؛ آیا هرگز می توان از گذشته ی خود گریخت؟

در بخشی از رمان میوه خارجی می خوانیم

باتوجه به تمام جوانب، خانواده هولدن با لوتی متمدن رفتار کرد. پیش از که بستن چمدان را تمام کند، دکتر هولدن به خانه برگشت و به اوگفت وجود حرفی که سوزان زده است، نیازی نیست به این سرعت خانه را ترک کند. همگی موافق بودند که بهتر است لوتی بعد از فراهم شدن شرایط آنجا ترک کند. یکی از دوستان دکتر هولدن در کمبریج برای نگهداری از فرزندانش به کمک کسی نیاز داشت. دکتر میگفت که لوتی قطعا در آنجا راحت خواهد بود. اما وقتی لوتی به او گفت که برنامه هایی برای زندگی اش دارد، دکتر هولدن به وضوح نفس راحتی کشید، حتی چیزی از این برنامه ها نپرسید.

صبح روز بعد حدود ساعت یازده آنجا را ترک کرد. آدرس خانه ی آدلاین را در فرانسه همراه با نامه ی مختصری که برای جو نوشته بود، محکم تو دستش داشت. گای و سیلیا رفته بودند. ویرجینیا بی تفاوت و بی اعتنا به نظر می رسید. فردی و سیلویا هیچکدام گریه نکردند. به آنها نگفتند که لوتی برای همیشه خانه شان را ترک می کند. دکتر هولدن، خجل و خمار، دور از چشم بقیه، سی پوند به او داد و گفت که پیشش بماند. وقتی لوتی خداحافظی کرد، خانم هولدن که رنگ پریده و انعطاف ناپذیر به نظر می رسید، به زور نگاهش کرد.

دکتر هولدن اظهار تأسف نکرد. حتی بعد از ده سال زندگی در آن خانواده، کسی از رفتنش غمگین نشد. می دانست آغوش دکتر هولدن ناعادلانه ترین رفتاری نبود که بر او اعمال شده است. لوتی خیره به تقویم دفترچه خاطراتش در قطاری به مقصد لندن و هنگام محاسبات ذهنی برای هزارمین بار به این نکته پی برد. نه، در مقایسه با آنچه برای لوتی اتفاق افتاده بود، تقدیر شوخی ظالمانه تری برای آدلاین در نظر گرفته بود.


شما می توانید برای دانلود قانونی رمان میوه خارجی اینجا کلیک کنید


اگر به سبک نویسندگی جوجو مویز علاقه مند شدید پیشنهاد می کنم خلاصه و معرفی رمان دختری که رهایش کردی را مطالعه کنید

.

.

امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید


 می توانید در این سایت بهترین لحظات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.برای شروع خاطره نویسی اینجا کلیک کنید

با دیجی خاطره آنلاین و دیجیتال خاطره نویسی را تجربه کنید

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.