هنر تعهد و کارگزوهی. کمک کردن به دیگران

وقتی به چیزی اعتقاد دارید و برای رسیدن به آن تلاش می کنید،به این معنی است که هنر تعهد به خواسته ها را یاد گرفته اید. از لحظه ای که با تمام وجود نسبت به خواسته هایتان متعهد می شوید،امداد غیبی به شما کمک می کند و اتفاقاتی می افتد که در غیر این صورت هرگز نمی افتاد. اتفاقات پیش بینی نشده و ملاقات ها و کمک های مادی که هیچ وقت حتی در رویای خود هم نمی دیدید، سر راهتان قرار می گیرد. با اعتماد کردن به خودتان و کسب هنر تعهد به خواسته هایتان گامی بلند به سوی موفقیت بر می دارید. این را بدانید که بر عهده شماست که به احتمال اعتماد کنید و رویاها و اهدافتان را بنویسید در حالیکه هیچ نشانه ای از اینکه آن رویا واقعا اتفاق خواهد افتاد در دست ندارید.

اگر میخواهید قدم به قدم در  راه به موفقیت به موفیت پیش بروید، با خواندن این مقاله  به اهدافتان نزدیک تر شوید.

.

داستان بیل و تاثیر هنر تعهد به خواسته ها در زندگی او از زبان هنریت کلاوسر

دوستم بیلی خواب های تکراری می دید. بیل به زمان سی امین گردهمایی کالج در موسسه پلی تکنیک رنسلار در نیویورک نزدیک می شد و خواب های تکراری در مورد موسسه بود. فضای پلی تکنیک رنسلار که یکی از بهترین دانشکده های مهندسی به حساب می آید،با روحیه بیل که آدم خودمانی و راحت و با ذهنی تیز کاملا هم خوانی داشت. بیلی خاطرات خوبی از دوران کالج مثل مهمانی های انجمن دانشجویی داشت. او می خواست به آنجا برگردد. این کار برایش مهم اما امکان ناپذیر بود.علت آن هزینه های بالای بلیط هواپیما و هتل و کرایه ماشین بود.

کسب کار همسرش در حال گسترش بود وآنها مقدار زیادی از سرمایه خودشان را در آن کار ریخته بودند. بیل به این نتیجه رسید که سرمایه گذاری در کسب و کار همسرش مهم تر از آرزوی او برای شرکت در گردهمایی است. از همان موقع بود که جریان خواب های تکراری شروع شد. بیل خواب های جالبی درباره دانشکده می دید. مثلا خواب می دید که در محله راه می رود و می خواهد دانشکده را پیدا کند و انجمن دانشجویان در نوک یک بزرگراه هوایی قراردارد. یا اینکه صدای مهمانی انجمن را می شنید اما نمی توانست آنها را پیدا کند و راه خود را گم کرده بود. در تمام خواب های او اتاق های تاریک قفل شده ،راه پله های اسرارآمیز و بلااستفاده و یک در بزرگ و سنگین وجود داشت.

برنامه ریزی برای هدف

بیل به سراغ نامه هایی رفت که کمیته برگزاری گردهمایی برایش فرستاده بود و تاریخ گردهمایی را روی یخچال خانه اش چسباند. به دوستش جف که عضو گروه برگزاری گردهمایی بچه های کلاس بود زنگ زد . به او گفت که دلش می خواهد بیاید اما فکر نمی کند از بتواند که خارج سفر را تهیه کند.اما جف اسم او را در لیست احتمالا ها قرار داد. بیل بعد از کمی فکر بهاین نتیجه رسید که با وجود نداشتن مخارج سفر باید در آن گردهمایی شرکت کند. پس از فرستادن بیعانه شام متعهد شد که خود را به این گردهمایی برساند.

 رفتن به گردهمایی با استفاده از هنر تعهد به خواسته ها ممکن شد…. 

زمان خرید بلیط هواپیما فرارسید.چند هفته بیشتر به گردهمایی نمانده بود و بیل هنوز هم برای پرداخت تمام مخرج سفر راهی پیدا نکرده بود. هنگامی که همسر بیل مشغول تطبیق دادن دفاتر حساب کار خود بود ،چشمش به توضیح در زیر صورت حساب افتاد. در آنجا نوشته بود که مسافران ثابت پروازهای هوایی بابت هزینه تلفن راه دور خود مشمول تخفیف می شوند. با این تخفیف پول لازم برای خرید بلیط هواپیما تهیه شد.

بردر جان که در نیویورک زندگی می کند بعد از شنیدن خبر گردهمایی به بیل گفت که ماشین اضافه دارد و می تواند در اختیار او بگذارد. هنوز اتفاقات غیرمنتظره تمام نشده بود. والدین جان بعد از شنیدن خبر بازگشت او به نیویورک نامه ای همراه با یک چک قابل ملاحظه برایش فرستادند. در نهایت هم جف به او پیشنهاد کرد که در هتل پیشش بماند.

و در نهایت گردهمایی 

بر خلاف خواب ها بیل هنگامی که به گردهمایی رسید راه خود را بلافاصله پیدا کرد. او همه شرکت کننده ها را می شناخت.بیل می گوید:«می دانم که آدم ها رشد می کنند. وقتی همکلاسی های قدیم خودم را دیدم یک چیز را فهمیدم . اینکه آدم ها ممکن است رشد کنند و دچار تغییر شوند اما در شخص چیزی که تغییر نمی کند. در واقع در هر آدمی عناصر اساسی وجود دارد که تغییر نمی کنند. شخصیت تمام کسانی که در گردهمایی شرکت کرده بودند تا حد زیادی همان شخصیت سی سال پیش بود. این موضوع باعث نوعی احساس امنیت می شود. چون می توانی به خودت نگاه کنی و بگویی من همان آدم هستم و به شخص دیگری تبدیل نشده ام.»

نتیجه گیری نهایی از داستان 

تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که  فرق بین کسی که در مورد چیزی خیالبافی می کند و کسی که از تخیل خود استفاده می کند چیست؟

جواب تعهد است. به عنوان مثال هنگامی که مهندسی از تخیل خود استفاده می کند تا سازه ای را طراحی کند،هدف مهندس از طراحی عملی کردن پروژه است. در حالیکه وقتی فردی خیالبافی می کند تعهدی نسبت به خلق آن خیال ندارد. اما اگر این شخص رویایی را با نوعی تعهد شخصی دخیل کند،آن رویا دست یافتنی می شود. پس وجه تمایز آنها در هنر تعهد است.

اراده و باور به تحقق اهداف و تعهد

و در آخر نوبت شماست ،پس آماده باشید

نخستین گام برای کسب هنر متعهد شدن این است که آماده نوشتن خواسته های خودتان باشید.سپس اقدام کوچکی در راه رسیدن به آن رویا انجام دهید. به یاد داشته باشید حتی اگر شرایط برخلاف رویای شماست از آن دست نکشید.بعد از متعهد شدن به خواسته خود،تعجب نکنید اگر کمک از جاهایی رسید که اصلا انتطارش را نداشتید. این جمله را از جلی کامرون به یاد داشته باشید:«بپرید،تور ظاهر خواهد شد.»

 


این مقاله خلاصه ای از فصل یازدهم کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد اثر هنریت کلاوسر را خدمت شما ارائه می کند. برای مطالعه کامل کتاب و مطالعه خلاصه  فصل های دیگری از این کتاب اینجا کلیک کنید.


منبع: کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد 

.

.

امیدواریم این مقاله مورد توجه شما قرار گرفته باشد


شما می توانید در این سایت بهترین لحظات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید. برای نوشتن خاطره خود اینجا کلیک کنید

با دیجی خاطره آنلاین و دیجیتال خاطره نویسی را تجربه کنید 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.