ویکتوریا کتابی درباره زندگی پر رمز و زاز ملکه جوان

کتاب راهی به سوی دنیای متفاوت است.شما با مطالعه هر کتاب درواقع یک زندگی را تجربه می کنید. کتاب های تاریخی به علت داستان های واقعی درون خود از این نظر بسیار با ارزش هستند. علاوه بر این اگر میخواهید مهارت نویسندگی خود را بالا ببرید مظالعه کتاب را فراموش نکنید. کتاب ویکتوریا به شما نشان می دهد که زندگی هر فردی ، حتی اگر ملکه باشد خالی از مشکل نیست.

معرفی کتاب 

رمان ویکتوریا اثر دیزی گودوین در واقع براساس زندگی ملکه ویکتوریا نوشته شده است. ملکه ویکتوریا یا الکساندرینا ویکتوریا دختر شاهزاده ادوارد آگوستوس، دوک کنت و نوه شاه جورج سوم بود که، هر دو در سال ۱۸۲۰ فوت کردند. ویکتوریا تحت سرپرستی دقیق مادرش، ، دوشس کنت، بزرگ شد. در سن ۱۸ سالگی  سلطنت را به دست آورد، زمانی که عموی او ویلیام چهارم درگذشت.ویکتوریا در سال ۱۸۴۰ با پسر دایی خود پرنس آلبرت ساکس ازدواج کرد. فرزندان آنها با خانواده‌های سلطنتی و بزرگ در سرتاسر قاره اروپا ازدواج کردند . ویکتوریا به عنوان «مادربزرگ اروپایی» شناخته می‌شود.این کتاب در واقع اوایل سلطنت ملکه و دشواری ها و آشفتگی های او را بازگو می کند.مشکلات و دشواری هایی که برای هر شخصی با سن کم و مسئولیت بسیار زیاد می تواند غیرقابل تحمل باشد.

همزمان با نوشتن این کتاب یک مجموعه تلویزیونی درام بریتانیایی به نام ویکتوریا توسط همین نویسنده ساخته شده که جنا کولمن در آن نقش ملکه ویکتوریا را ایفا می‌کند. دیزی گودوین در انتهای کتاب به آن اشاره کرده است.  همچنین بر مبنای این کتاب فیلمی با نام ویکتوریای جوان با بازی امیلیا بلانت در نقش ملکه در سال ۲۰۰۹ به کارگردانی جان مارک ولی تهیه شد. این فیلم موفق شد در رشتهٔ طراحی لباس، جایزه اسکار را از آن خود کند.

در بخشی از این رمان می خوانیم

تا آن زمان هرگز در اتاقی با یک مرد تنها نبود، چه برسد به آنکه اسقف اعظم هم باشد. پس از آن صدای گنگ پنجه های داش را شنید . داشت از پله های چوبی پایین می آمد. سگ کنار پایش نشست و با نگاه منتظر به بالا نگاه کرد. دست کم او برای کار بزرگی که در پیش داشتند آماده بود. ویکتوریا ترسش را قورت داد و به سمت در حرکت کرد. او اکنون ملکه بود.
هنگامی که به کتابخانه وارد شد دو مرد مسن با موهای خاکستری تعظیم کردند. ویکتوریا صدای مفصل زانوی اسقف اعظم را هنگامی که زانو زد تا دستش را ببوسد شنید.اسقف اعظم گفت: “با تأسف باید اطلاع دهم که عموی شما، پادشاه، در ساعت دو و سی و چهار دقیقه بامداد امروز از دنیا رفتند، ملکه آدلاید در کنار ایشان بود. ”
ویکتوریا به بالا نگاه کرد و در صورت ریشو که بالای سرش بودند را دید. “عموی بیچاره عزیزم. خداوند روحش را مورد رحمت قرار دهد.“
هر دو مرد سرشان را خم کردند. ویکتوریا فکر می کرد باید پس از آن چه بگوید، اما احساس یک زبان کوچک و زبر که پایش را می لیسید رشته افکارش را از هم گسیخت. داش سعی می کرد توجه او را به خود جلب کند. او لبش را گاز گرفت. “آخرین آرزوی پادشاه این بود که ملکه آدلاید مراقب شما باشد. ” لرد چمبرلین به پایین نگاه کرد و داش را دید و پلک هایش لرزید. ویکتوریا آن حالت چهره که چندین بار پیش از آن دیده بود را می شناخت.

این حالت چهره مردی بود که فکر می کرد کاری که می کند پایین تر از سطح شان اوست. این حالت گویای آن بود که جایگاه واقعی آن مرد سر و کار داشتن با امور بزرگ مملکتی است، نه رسیدگی به ضعف های یک دختر جوان و سگش. ویکتوریا شانه هایش را عقب کشید و چانه اش را در هوا بالا گرفت. تلاش میکرد خودش را از چهار فوت و یازده اینچ به پنج فوت کامل برساند – اگر تنهاچند اینچ بلندتر بود چه خوب می شد.

 

∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗

رمان ویکتوریا

∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗∗

به طور غیر معمولی سخت بود که حالت شاهواری داشته باشد وقتی هر کسی می توانست بالای سرش را ببیند. اما، او به خودش یادآوری کرد که مهم نیست قدش چقدر بلند است. او برای یک لحظه فکر کرد و تصمیم گرفت از عبارتی استفاده کند که یکبار شنیده بود عمو پادشاه گفته و از آن زمان تا کنون دوست داشت که خودش آن را بگوید. “متشکرم، اسقف اعظم، لرد چمبرلین، از طرف من اجازه دارید که مرخص شوید.“

در حالی که دو مرد تعظیم می کردند و عقب عقب از در اتاق بیرون می رفتند چهره خود را تا جایی که می توانست استوار نگه داشت. یک حالت بی نهایت خنده دار در صحنه عقب عقب رفتن این دو مرد مسن که گویی با طناب های نامرئی کشیده می شدند وجود داشت، اما او می دانست که نباید بخندد. به عنوان ملکه این حق را داشت که افراد را از حضور مرخص کند، اما نه آنکه آنها را مسخره کند.چیزی که هر سلطانی به آن نیاز دارد با وقار بودن است. او به یاد داشت وقتی که عمویش در وسط یک میهمانی کشوری شروع به خواندن آوازی درباره یک ملوان مست کرده بود، او چقدر خجالت کشیده بود. فکر می کرد عمویش کاملا مست بوده و همین طور که می خوانده جریان های کوچکی از آب دهان در دو طرف دهانش شکل گرفته است.

او در آن زمان از روی میز به پایین نگاه کرده بود تا صورت درباریان را ببیند که چطور واکنش نشان می دهند، آنها صورت خود را آرام و بی تفاوت نگه داشته بودند، گویی هیچ چیز نامناسبی در جریان نیست. تنها نشانه ای که هر کس می توانست با آن متوجه حالت مضحک مستی پادشاه شود یک خدمتکار جوان بود که شانه هایش از خنده می لرزید، تا آنکه یک همکار مسن تر به او علامت داد که بس کند. ویکتوریا در آن موقع تصمیم گرفته بود که وقتی ملکه شد هرگز اجازه ندهد این اتفاق بیافتد. این ایده که درباریان او در پشت صورتهای آرام خود به او بخندند قابل تحمل نبود.

متن بالا از کتاب ویکتوریا اثر دیزی گودوین انتخاب شده است . شما میتوانید برای مطالعه کامل تر سلطنت ملکه کتاب ملکه 
ویکتوریا اثر الیزابت لانفورد را مطالعه کنید. البته این کتاب بیشترتاریخ را بازگو میکند تا شرح حال و احساسات ملکه جوان 
در ابتدای سلطنت خود .

برای دانلود و مطالعه کتاب ملکه ویکتوریا اینجا کلیک کنید


توصیه دوستانه 

اگر میخواهید خود را از لدت فضاسازی داستان در ذهن خود محروم نکنید پیشنهاد می کنم اولویت شما مطالعه کتاب باشد. یک فیلم حتی با وجود دریافت جایزه اسکار نمی تواند تک تک جزئیات یک کتاب ۵۰۰ صفحه ای را به تصویر بکشد.

 

از توجه شما بی نهایت متشکریم 

کتاب های موردعلاقه خود را به ما معرفی کنید تا ما هم از مطالعه آنها لدت ببریم 

 

10 پاسخ
    • digi_khatereh
      digi_khatereh گفته:

      سلام. بابت اینکه به سایت ما اومدید و مطلب رو این مطالعه کردید از شما ممنونم .در خصوص این کتاب هدف من از این مقاله بیشتر معرفی رمان بوده. در مورد دانلود هم من شخصا به چندین سایت و کانال جهت مشاهده نسخه اینترنتی مراجعه کردم اما حتی فروش اینترنتی این کتاب هم تمام شده بود.بنابراین مجبور شدم کتاب دیگری رو با همین محتوای تاریخی اما یک مقدار متفاوت با کتاب ویکتوریا نوشته دیزی گودوین در سایت قرار بدم.بابت اینکه نتونستم دقیقا کتاب معرفی شده رو در سایت جهت دانلود قرار بدم متاسفم.
      با تشکر.مدیزیت وب سایت دیجی خاطره

      پاسخ
  1. مه
    مه گفته:

    خیلی ممنون از پاسخگوییتون
    و همچنین این که بخشی از کتاب رو گذاشتید چون تنها سایتی هم بودین که قسمتی از کتاب رو توش میشد خوند
    و این منو به خرید کتاب تشویق کرد
    و اینکه بله درسته کتاب ویکتوریا بسیار سریع به فروش رفتن

    پاسخ
  2. برنارد
    برنارد گفته:

    سلام
    با خوندن بخشی از این کتاب جدا جذب شدم تا این کتاب رو تهیه کنم
    میخواستم بتونم این کتاب رو از کجا میشه تهیه کرد؟؟؟

    پاسخ
    • digi_khatereh
      digi_khatereh گفته:

      سلام.خیلی خوشحالم که با انتشار این مقاله شما رو به خواندن کتاب ویکتوریا علاقه مند کردم.من خودم این کتاب رو از غرفه هایی که در هایپراستار وجود داره و کتاب ها در اونجا ۵۰ درصد تخفیف داره تهیه کردم. این کتاب در سایت هایی مثل دیجی کالا و عمده کتاب هم موجود هستش.فقط به نام نویسنده کتاب دقت کنید چون با این عنوان کتاب های زیادی نوشته شده.نویسنده کتاب دیزی گودوین هستش.
      در نهایت متشکرم که برای خواندن این مقاله و ارسال نظر وقت ارزشمندتون رو در اختیار این سایت گذاشتید.
      با تشکر.مدیریت دیجی خاطره

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.