بالابردن مهارت در یادگیری،عکاس این تصویر:Aaren Reggis Sela - چهار قانون تغییر عادتها

رفتارهایی که نتایج خوبی دارند تکرار می شوند و رفتارهایی با عواقب نامطلوب کمتر تکرار خواهند شد. این جمله نقطه شروعی برای رسیدن به چهار قانون تغییر عادتها در زندگی ماست. عادت رفتاری است که به تعداد دفعات زیادی انجام و به مکانیسم خودکار تبدیل می شود. عادتها با آزمون و خطا ایجاد می شود. فرض کنید برای اولین بار به مشکل جدیدی برخوردید و نمی دانید چطور آن را حل کنید. در این زمان فعالیت عصبی مغز شما بالاست. شما با دقت زیاد موقعیت را تحلیل کرده و تصمیمات منطقی و آگاهانه می گیرید. اطلاعات جدید زیادی دریافت می کنید و سعی می کنید آنها را بفهمید. گاهی اوقات به راه حل های درستی می رسید. به عنوان مثال کشف می کنید که وقتی مظطربید با دویدن آرامش پیدا می کنید.

این حس آرامش همان پاداشی است که دریافت می کنید . بعد از رسیدن به این پاداش غیرمنتظره استراتژی شما عوض می شود. مغزتان بلافاصله سراغ اقداماتی می رود که به پاداش ختم می شود. این همان حلقه بازخوردی است که پشت تمام رفتارهای ما قرار دارد. سعی کردن ،شکست خوردن،آموختن و امتحان کردن یک چیز متفاوت. ایجاد این چرخه لازمه ی شکل گیری عادتهاست. بعد از شکل گیری عادتها سطح فعالیت در مغز کاهش پیدا می کند. یاد می گیرید روی سرنخ هایی که موفقیت را پیش بینی میکنند تمرکز کنید و بقیه ی راهکارها را کنار بگذارید. وقتی در آینده موقعیت مشابه ای پیش آمد دقیقا میدانید که دنبال چه چیزی بگردید. نیازی نیست که تمام زوایای موقعیت را تحلیل کنید. مغز شما آزمون خطا را نادیده گرفته و یک قانون ذهنی میسازد. انتخابی که قبلا باید با تلاش به آن می رسیدید به عادت تبدیل شده است.

مراحل شکل گیری عادت ها

مرحله ی سرنخ : اولین مرحله سرنخ است. سرنخ تلنگری برای آغاز یک رفتار است. به معنای مقداری اطلاعات است که با آن می توان پاداش نهایی را پیش بینی کرد. ذهن شما دائما درحال تجزیه و تحلیل محیط درونی و بیرونی است که سرنخ پاداش های احتمالی را پیدا کند.

مرحله ی تمایل: دومین مرحله است و نیروی انگیزشی پشتیبان عادت ها محسوب می شود. اگر مقدار مشخصی از انگیزه یا تمایل وجود نداشته باشد دلیلی برای اقدام کردن نداریم. تمایل ما مربوط به عادتهایمان نیست،بلکه تغییری است که عادتها به وجود می آورند. به عنوان مثال هدف روشن کردن تلوزیون نیست بلکه برای سرگرمی این کار را انجام میدهید. هر وسوسه ای به تمایل شما برای تغییر وضعیت درونیتان پیوند خورده است.

مرحله ی پاسخ : پاسخ همان عادتی است که اجرا می کنید و. به صورت یک تفکر یا اقدام است. اگر کاری به تلاش جسمی و ذهنی زیادی نیاز داشته باشد و تمایلی به آن کار نداشته باشید سراغش نخواهید رفت. البته پاسخ شما به توانایی شما هم بستگی دارد. یک عادت زمانی اجرایی می شود که توانایی انجام آن را داشته باشید.

مرحله ی پاداش: پاداش هدف نهایی هر عادتی است. اولین هدف از پاداش برآورده کردن تمایلاتمان است. این مرحله حتی برای یک لحظه هم شده، حس رضایت و رها شدن از وسوسه را در شما ایجاد می کند. علاوه بر این پاداش ها به ما یاد می دهند که مجموعه ای از اقدامات ارزش یادگیری و تکرار در آینده را دارد. مغز شما یک پاداش یاب است. هرچه بیشتر از عمرتان می گذرد سیستم حواستان درحال رصد کردن اقداماتی است که نیازتان را برآورده کند. حس لذت و ناامیدی به مغزتان کمک می کند که اقدامات مفید را از کارهای بی فایده تشخیص دهد. پاداش ها چرخه ی عادت را تکمیل می کنند.

چهار قانون تغییر عادتها : تغییر عادت راحت تر از آن چیزی است که فکرش را می کنید :

پروسه ی ایجاد و تغییر عادتها یک حلقه ی دائمی و بدون توقف است که دائما در زندگی شما جریان دارد. حتی همین حالا مغز شما در حال رصد کردن محیط، پیش بینی رخداد بعدی، تلاش برای پیدا کردن پاسخ های مختلف و یادگیری نتایج است. کل این پروسه در یک لجظه به پاسان رسیده و ما بارها و بارها آن را تکرار می کنیم. بدون اینکه متوجه شویم همه چیز بستگی به لحظات قبل دارد.

تا زمان بزرگسالی به ندرت متوجه عادتهایی می شویم که در زندگی ما جریان دارد. اکثر ما هیچوقت به نکاتی مثل اینکه هر روز صبح بند کفشمان را می بندیم یا همیشه بعد از رسیدن به خانه لباس راحتی می پوشیم توجه نمی کنیم. در حالی که ما بعد از دهه ها برنامه ریزی ذهن به صورت خودکار سراغ این الگوهای عملی و فکری می رویم.

چگونه یک عادت خوب بسازید :

سرنخ : آن عادت را شفاف و آشکار کنید

تمایل : آن را جذب کنید

پاسخ : آن را ساده کنید

پاداش : آن را لذت بخش کنید

چگونه عادت بد را از بین ببرید :

سرنخ: آن را پنهان کنید

تمایل : آن را تنفرآمیز و غیرجذاب کنید

پاسخ : آن را دشوار کنید

پاداش : آن را عامل نارضایتی کنید

کلام آخر : با چهار قانون تغییر عادتها زندگی خود را متحول کنید :

عادتها میانبرهای ذهنی هستند که از روی تجربه به دست می آیند. عادت به معنای به خاطر آوردن گام هایی است که قبلا برای حل یک مسئله  مشخص طی شده است. اگر شرایط کنونی با مسئله های قبلی پیش آمده مطابقت داشت می توان این گام ها را از حافظه بیرون کشیده و به صورت خودکار از آنها استفاده کرد. دلیل اولیه اس که مغز گذشته ها را به خاطر می آورد پیش بینی بهتر راهکارهای مفیذ برای آینده است.

از طرفی شکل گیری عادتها بسیار مفید است. زیرا ذهن خودآگاه تعیین کننده ی حداکثر بازدهی مغز است و در هر زمان تنها می تواند روی یک مشکل تمرکز کند. در نتیجه مغزتان همیشه تلاش می کند که توجه شما را به ضروری ترین وظایف جلب کند. اما ذهن خودآگاه دوست دارد وظایف را به ذهن ناخودآگاه تحمیل کرده تا شما آن کار را به شکل خودکار انجام دهید. این همان اتفاقی است که هنگام شکل گیری عادتها اتفاق می افتد. عادت ظرفیت ذهنی را آزاد می کند تا بتوانید وظایف دیگر را به بهترین شکل انجام دهید.


عادتهای شما براساس سیستم های زندگیتان شکل می گیرد. اگر هدف و عادت با ذات انسان هماهنگ نباشد محتوم به شکست خواهد بود


این مقاله  خلاصه ای از فصل سوم  کتاب عادتهای اتمی است . شما می توانید خلاصه ی فصل اول و دوم این کتاب را در این سایت بخوانید.

.

.

.

امیدوارم مطالعه مقاله ” چهار قانون تغییر عادتها  “شما را به آرزوهایتان برساند


در این سایت می توانید  بهترین لحظات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.برای شروع خاطره نویسی اینجا کلیک کنید

با دیجی خاطره آنلاین و دیجیتال خاطره نویسی را تجربه کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.