ذخیره کردن تمام خاطرات - نقش اطرافیان در شکل گیری عادتها- فرد عادی اما موفق شدن

همه ی ما می توانیم فرد عاددی موفق باشیم …

بیشتر ما در کارهایی که انجام می دهیم عملکرد عادی داریم. حتی اگر در یک مهارت خاص توانایی بالایی داشته باشید، احتمالا در خیلی از کارهای دیگر عملکرد متوسطی دارید. به این علت که برای کسب مهارت تخصصی نیاز به زمان و صرف انرژی زیادی دارید. اما زمان شما محدود است. در واقع افراد کمی هستند که می توانند در بیش از یک کار عملکرد استثنائی داشته باشند. پس می توان با عمکرد متوسط یک فرد عادی موفق و ثروتمند شد.

پس ما در بیشتر بخش های زندگی خود عادی هستیم. اگر درباره ی این حقیقت با خودمان صادق باشیم هیچ وقت این پدیده را به عنوان یک مشکل نمی بینیم. اما شبکه های اجتماعی دائم ما را در معرض داده هایی با عنوان بهترین،استئنایی ترین، خنده دارترین و هزاران ترین دیگر قرار می دهد. علت این است که این ترین ها بیشترین توجه را جلب کرده و درآمد بیشتری را به همراه دارد. به همین علت است که حتما باید خاص باشیم تا موفق شویم. به همین دلیل اگر موفق نشویم حق را به خودمان می دهیم و میگوییم ما استعداد زیادی نداشتیم به جای اینکه بگوییم تلاشی برای موفقیت نکردیم.

این جریانات باعث به وجودآمدن حس تردید در ما می شود. باعث می شود که استانداردهای غیرواقعی را برای زندگی خود قبول کنیم. همچنین علاوه بر اینکه حس می کنیم مشکلاتمان غیرقابل حل هستند، حس بازنده بودن برما مسلط میشود. لازم است برای بزرگ بودن اول در ذهنتان خودتان را فرد بزرگی بدانید . ( در این مقاله راهکار مفیدی برای ایجاد این ذهنیت را به شما گفتیم. )

برای موفق شدن کتاب جادوی فکر بزرگ و بنویس تا اتفاق بیفتد راهنمای خوبی برای شماست .

حس مثبت یا دیدن واقعیت ها : کدامشان را انتخاب کنیم ؟

تحقیقات به ما می گویند که افرادی که نگاه مثبتی به خود دارند، غالبا عملکرد بهتری دارند و با مشکلات کمتری رو به رو هستند. اما همین داده ها هم به ما می گویند که فقط داشتن حس خوب درباره ی خودتان به تنهایی ارزشی ندارد. مگر اینکه دلیلی منطقی برای این حس خوبتان داشته باشید. برای یک فرد عادی اما موفق و ثروتمند بودن لازم نیست همیشه حس خوبی داشته باشید.

همه ی ما می دانیم که شکست خوردن برای رسیدن به موفقیت نه تنها ضررندارد، بلکه ضروری هم هست. پس نمی توانیم همیشه حس خوبی را به دیگران القا کنیم. نمی توانیم به همه بگوییم که شما استثنائی هستید. گاهی اوقات لازم است واقعیت را به دیگران بگوییم.  مثلا اکثر سخنران های انگیزشی تاکید دارند که برای داشتن اعتماد به نفس باید حس خوبی به خودتان داشته باشید. اما این فقط یک طرف قضیه است. نکته ی بعدی حسی است که به نیمه ی تاریک وجود خودتان دارید. برای رسیدن به حس خوشحالی لازم نیست مشکلی وجود داشته باشد. فقط لازم است مشکل را به بهترین شکل حل کنید.

درواقع معیار اعتماد به نفس سنجش رفتار ما در هنگام خوشی ها نیست. واکنشی که به تجربه های منفی داریم میزان اعتماد به نفس ما را نشان می دهد. شخصی که اعتماد به نفس بالایی داراد می تواند بخش های منفی شخصیت و نقاط ضعف خود را منصفانه قضاوت کند. در این صورت می تواند نقاط ضعف خود را بشناسد و برای بهبود آنها تلاش کند. افرادی که اعتماد به نفس کاذب دارند دائما به دنبال خوشی هستند اما نمی دانند که انکار مشکلات غیرممکن است.

برای اینکه تبدیل به فرد عادی اما موفق شوید باید مشکلات را بپذیرید

تمام افراد موفق و ثروتمند وجود مشکلات را می پذیرند و وقت خود را با انکار آنها تلف نمی کنند. اما بعضی افراد فکر می کنند که مشکلات فقط برای آنها به وجود می آید. در این شرایط حس ناامیدی به سراغشان می آید. ضمنا اگر نتوانند مشکلات خود را حب کنند در ذهن ناخودآگاهشان این تصور شکل می گیرد که ضعف خاصی دارند. یا فکر می کنند که مثل بقیه نیستند و دیگران باید برایشان استثناء قائل شوند.

اما هر فرد عادی موفق می داند که چیزی به عنوان مشکل انحصاری وجود ندارد. اگر در زندگی خود مشکلی دارید احتمالا میلیون ها نفر در گذشته هم همان مشکل را داشته اند، الان دارند یا در آینده خواهند داشت. پذیرفتن این حقیقت مشکلتان را کوچک نمی کند اما باعث می شود قربانی آن نشوید. درواقع پذیرفتن این حقیقت که مشکلات فقط مخصوص شما نیست اولین و مهمترین قدم برای حل مشکل است.

چگونه یک فرد عادی اما موفق باشیم ؟

امروزه با وجود ترین هایی که در شبکه های اجتماعی با آنها رو به رو هستیم عادی بودن به یک استاندارد جدید بریا شکست تبدیل شده است. انگار عادی بودن بدترین اتفاقی است که ممکن است برای یک فزد اتفاق بیفتد. متاسفانه اکثر افراد این جمله ی غلط را قبول کرده اند که برای موفقیت باید خاص باشند. بیشتر افراد از پذیرش عادی بودن واهمه دارند. چون فکر می کنند با عادی بودن در بعضی زمینه های زندگی نمی توانند به موفقیت برسند. اما لطفا شما در این دسته نباشید. چون این فکر به شدت خطرناک است و می تواند آینده ی شما را تهدید کند.

دلیل اینکه تعداد کمی از افراد در مهارت خاصی عملکرد فوق العاده دارند این نیست که به توانایی های خود ایمان ندارند. آنها می دانند که برای موفقیت نیاز نیست در همه ی زمینه های زندگی استثنائی بود و گاهی عادی بودن اصلا مشکلی ایجاد نمی کند. اگر این حقیقت را قبول کنید حس سرزندگی بیشتری دارید . علاوه بر این فشار دائمی برای خاص بودن و استرس ناشی از کافی نبودن از روی دوش شما برداشته خواهد شد. در این شرایط با خیال راحت و بدون قضاوت و انتظارات بالا می توانید به اهداف و آرزوههای خود برسید. پس برای فرد عادی موفق و ثروتمند شدن بهتر است استاندارد های خود را از موفقیت به روز کنید.

این مقاله خلاصه ای از فصل دوم کتاب هنر ظریف بیخیالی نوشته ی مارک منسن است. برای مطالعه ی خلاصه ای از فصل اول این کتاب اینجا کلیک کنید.

.

.

در این سایت می توانید  بهترین لحظات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.برای شروع خاطره نویسی اینجا کلیک کنید

با دیجی خاطره آنلاین و دیجیتال خاطره نویسی را تجربه کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.