تصمیم گیری و بهترین انتخاب- توانایی خلاقانه فکر کردن- داشتن انتخاب درست - فواید شک و بی اطمینانی

در مقاله ی قبل درباره ی شک های مثبت و پاره ای از فواید شک و بی اطمینانی صحبت کردیم. در این مقاله می خواهیم به برسی فواید بیشتر و جمع بندی این موضوع بپردازیم. درقدم اول سعی کنید با خودتان صادق باشید. مثلا وقتی فردی اعتراف می کند که شغل فعلی اش ، همان شغل رویایی که تصورش را می کرد نیست، آزاد می شود. در این صورت می تواند به شکلی منطقی ببیند که چه اتفاقی برای زندگی اش افتاده است. اما این مشکل منحصرا برای فرد خاصی نیست .اگر قبول کنید که مشکلاتتان منحصر به خودتان نیست راحت تر می توانید با آنها رو به رو شوید. در این مقاله یک برسی کلی درباره ی فواید شک و بی اطمینانی صحبت خواهیم کرد.

سعی کنید خود واقعیتان را ببینید. هرچقدر هویت محدودتری را برای خودتان انتخاب کنید، بیشتر محدود می شوید. پس سعی کنید خودتان را به ساده ترین شکل ممکن تعریف کنید. این کار باعث می شود که بتوانید منطقی تر با اتفاقات اطرافتان برخورد کنید و مطابق با توانایی و استعداد واقعی و بدون بزرگنمایی خود عمل کنید. با این تفکر دیگر احساس نمی کنید که مدیون چیزی در جهان هستید و ذهن خودتان را آزاد کنید. در این صورت از زندگی لذت بیشتری خواهید برد.

اگر به دنبال یک کتاب برای پیدا کردن راه موفقیت خود هستید ، پیشنهاد من کتاب عادت های اتمی است.

با قانون اجتناب مینسون خود واقعیتان را ببینید

با این قانون از هرچیزی که دیدتان را نسبت به خودتان و ارزشهایتان به شکل بدی عوض می کند دوری میکنید. دانستن اینکه چقدر با دنیای اطرافتان مطابقت دارید، باعث ایجاد حس راحتی در شما می شود. بهتر است از هرچیزی که ممکن است این آزادی را تهدید کند بترسید. قانون مینسون می تواند برای برخودر مناسب با مسائل خوب یا بد در زندگی به شما کمک کند و شک را بپذیرید.

فرض کنید می خواهید فیلمنامه ای که همیشه آرزوی نوشتنش را داشتید را بنویسید اما شغلتان مسئول بیمه است. ممکن است از نوشتن منصرف شوید چون این کار هویت شما را به عنوان یک مسئول بیمه ی ماهر زیر سوال می برد. در زندگی خود ممکن است با هزاران فرصت مثل مورد بالا مواجه شوید اما به راحتی از آنها عبور کنید. چون آنها را تهدیدی دربرابر نحوه ی دیدگاه واحساستان می بینید. چون فکر می کنید آن فرصت ها می تواند ارزشها و هویتتان را تهدید کند.

همه ی ما ارزشهایی داریم که از آنها محافظت می کنیم. سعی می کنیم به هر قیمتی آنها را توجیه و حفظ کنیم. حتی اگر خودمان هم نخواهیم، مغزمان به شکلی تنظیم شده که نسبت به آن چیزی که از قبل می دانیم و اعتقاد داریم تعصبی ناعادلانه از خود نشان دهد. اگر عمیقا باور داشته باشید که راهی را درست می روید مغزتان از هر فرصتی برای اثبات این موضوع به شما استفاده می کند. تا زمانی که دیدگاه خود را نسبت به این یقین ها تغییر ندهیمفنمی توانیم از این تعصب کورکورانه دوری کنیم.


 سعی کنید یک بار دیگر بدون تعصب به باورها و یقین های خود فکر کنید. به خودتان اجازه دهید که به آنها شک کنید و گاهی اوقات تغییرات لازم را ایجاد کنید. این کار باعث می شود که شما مجبور به اکتشاف دائمی در زندگی خود شوید. درقضاوت های خود فروتن بوده و تفاوت های دیگران را بپذیرید. گاهی داشتن شک و بی اطمینانی مفید برای زندگی لازم است

راهکارهای جلوگیری از یقین صد در صدی و مخرب و داشتن شک و بی اطمینانی مفید

سوال کردن از خودتان و شک کردن به افکار و عقایدتان یکی از سخت ترین مهارت هاست. چند سوال که می تواند باعث گسترش شک و بی اطمینانی مفید در شما شود را در قسمت زیر بخوانید :

سوال اول : اگر اشتباه کرده باشم چه اتفاقی می افتد ؟

به عنوان یک قاعده ی کلی همه ما بدترین منتقد نسبت به خودمان هستیم. گاهی ممکن است عصبانی و ناراحت شویم و تنها خودمان را مسئول اتفاقات پیش آمده بدانیم. اما با پرسیدن سوال و دیدن آن اتفاق از زاویه ی دیگران می توانیم ترک های در این یقین به وجود بیاوریم. پس سوالاتی مثل آیا من حسود یا عصبانی هستم را به یک عادت ذهنی تبدیل کنید. برای اینکه بتوانید در زندگی خود تغییر ایجاد کنید گاهی باید برخی از جنبه های خود را زیرسوال ببرید. در این صورت می توانید استرس همیشه عالی بودن را هم درخودتان از بین ببرید.

آیا می توانم به اشتباه خود اعتراف کنم ؟

بسیاری از افراد می توانند از خودشان بپرسند که اشتباه کردند یا نه. اما درصد کمی از آنها می توانند به اشتباه خود اعتراف کنند. به این دلیل که این اعتراف به اشتباه می تواند ارزش ها و باورهای آنها را زیرسوال ببرد. گاهی حتی ممکن است مجبور شوند یک ارزش و باور کاملا متفاوت را در ذهن خود جایگزین کنند. از جمله فواید شک و بی اطمینانی همین پذیرش اشتباهات است. در این صورت می توانید یک گام به جلو بردارید و ریسک کنید.

مشکلات ایجاد شده در زندگی من از نوع خوب یا بد هستند ؟

همانطور که در مقالات قبل گفتیم مشکلات بخش جدایی ناپذیری ا ززندگی ما هستند و بدون وجود آنها شادی و حس رضایت معنایی ندارد. دو شیوه برای برخورد با مشکلات وجود دارد. اولین روش این است که فرد می تواند با ایجاد تنش لحظات شاد اطرافیانش را از بین ببرد و با ایجاد حس بی اعتمادی به دیگران آسیب برساند. در حالت دوم می تواند به توانایی خود برای حل مشکل شک کند. در این صورت می تواند به تصمیم و کمک دیگران برای حل مسئله ی پیش آنده احترام بگذارد.

البته بیشتر افراد راه اول را انتخاب می کنند. چون مسیر آسان تری را در پیش داشته به تفکر کمتری نیاز دارد. در این روش احتیاحجی به تحمل تصمیمات دیگران که برایشان ناخوشایند است و زدن حدس ثانویه ندارند. اما این گزینه ی دوم است که باعث ایجاد خوشبختی و روابط سالم می شود. این روش برپایه ی اعتماد و احترام بنا شده است. راه حل دوم باعث می شود که افراد ترس از اعتراف عدم توانایی خود را کنار بگذارند. این روش دوم است که باعث می شود افراد از بی اعتمادی عبور کرده و بی عدالتی ها را تشخیص دهند. اما چون این روش سخت راز راه اول است اکثر افراد آن را قبول نمی کنند.

اما شما همیشه هم اشتباه نمی کنید. مواقعی هم وجود دارد که حق با شماست . البته توجه داشته باشید که اگر احساس می کنید در مقابل جهان قرار گرفته اید، ممکن است درواقع درمقابل خودتان قرار گرفته باشید. البته داشتن شک و بی اطمینانی باعث می شود گاهی به تغییر هم فکر کنید.

این مقاله خلاصه ای از  قسمت دوم فصل پنجم کتاب هنر ظریف بیخیالی نوشته ی مارک منسن است. ما خلاصه ی فصل اول ، دوم و سوموچهارم را هم برایتان آماده کرده ایم .

.

.

در این سایت می توانید  بهترین لحظات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.برای شروع خاطره نویسی اینجا کلیک کنید

با دیجی خاطره آنلاین و دیجیتال خاطره نویسی را تجربه کنید

2 پاسخ
  1. Twicsy
    Twicsy گفته:

    I like the valuable information you supply for
    your articles. I will bookmark your blog and take a look at once more right here regularly.
    I’m slightly certain I will be informed plenty of new stuff right here!
    Best of luck for the next!

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.