بزرگ فکر کنیم- راهکارهای مقابله با شکست- اهمیت شک و عدم اطمینان

شک داشتن گاهی اوقات به دردمان می خورد ……

شاید باورتان نشود اما این مقاله راجب اهمیت شک و عدم اطمینان است. اگر این مقاله را تا آخر بخوانید شما هم درد خوبی نسبت به شک های مثبت پیدا می کنید.

پانصد سال پیش نقشه بردارها معتقد بوندند که کالیفرنیا یک جزیره است. پزشکان معتقد بودند که به وجود آوردن خونریزی در هربخش بدن می تواند بیماری را درمان کند. دانشمندان معتقد بودند که آتش از فلوژیستون درست شده است. زنان معتقد بودند که با زدن ادرار سگ روی پوست خود می توانند آن را شفاف کنند. ستاره شناسان هم معتقد بودن که خورشید دور زمین می گردد. اما حالا با رشد اطلاعات و افکار تاریخ انقضای تمامی این عقاید تمام شده است.

اکثر افراد معروف بارها و بارها اشتباه می کنند تا به موفقیت برسند. این کلید پیشرفت آنهاست. رشد یک روند دائمی و تکرارشونده است. وقتی مطلبی را یاد می گیریم از غلط به درست نمی رسیم. بلکه از غلطی بیشتر به غلطی کمتر می رسیم. این روند به همین صورت ادامه پیدا می کند. ما همیشه درحال نزدیک شدن به واقعیت و کمال گرایی هستیم اما هیچ وقت نمی توانیم به آن برسیم . پس عدم اطمینان گاهی وقت ها لازم است.

پس بهتر است به جای گشتن به دنبال جواب کاملا درست به دنبال جوابی باشیم که کمتر اشتباه است. به مرور زمان اشتباهات خود را کمتر کرده و  هر روز بهتر از دیروز شویم. هیچ ایدئولوزژی و اطلاعات کاملا درستی وجود ندارد. تنها تجربه ی شماست که برایتان درست و قطعی است. اما همین تجربه می تواند برای شخص دیگری کاربرد نداشته و او را به اشتباه بیندازد. پس چون همه ی ما تجربه های متفاوتی داریم ، باید به دنبال پاسخ های صحیح مختلفی برای ارزشها و نحوه ی زندگی خود باشیم.در این صورت می توانید ترس خود را کنترل کنید.

مقاله ی جذابی برای کنترل ترس  و استرس در این سایت برای شما آماده کرده ایم ….

اهمیت شک و عدم اطمینان : در زندگی دنبال جواب صد در صدی نباشید

به جای تلاش برای رسیدن به یقین، بهتر است به دنبال شک ها و تردید های زندگی خود باشید. شک در مورد احساسمان و آینده ای که هیچ اطلاعی از آن نداریم . البته اگر نخواهیم آینده را خودمان بسازیم. به جای اینکه سعی کنید همیشه درست به نظر برسید به دنبال اشتباهاتتان باشید تا کمتر آنها را تکرار کنید. پس اگر اهمیت شک های مثبت را بدانید کمتر روی باورهای منفی خود پافشاری می کنید.

یک نکته ی جالب این است که ما واقعا نمی دانیم چه چیزی برایمان مفید است. بعضی از سخت ترین و استرس زا ترین لحظات ما درنهایت به شیرین ترین و بهترین تجربیات زندگی ما تبدیل می شوند. بعضی از بهترین لحظات هم ممکن است به یک تراژدی در زندگی ما ختم شوند. پس به درک خود از تجربیات مثبت و منفی اعتماد نکنید.

برای درک این موضوع مردم پانصدسال بعد با اعتقاداتشان را تصور کنید. آنها حتما به بعضی از یقین های ما می خندیدند. به این موضوع که پول وشغل چقدر در زندگی های امروزه ی ما مهم است. به این حقیقت که چقدر برای افراد مشهور احترام قائلیم در حالی که بعضی از آنها لیاقت این احترام را ندارند. آنها به جنگ ها و ظلم هایی که در حال حاضر در این جهان درحال وقوع است خواهند خندید. آنها تاریخ ما را مطالعه کرده و درباره ی آن بحث خواهند کرد. حقایقی را درباره ی ما خواهند گفت که هیچ کدام ازما هنوز درباره ی آنها هیچ اطلاعی نداریم. و آنها هم اشتباه خواهند کرد. البته کمتر از ما . اما لازم است آنها هم هنوز به بعضی کارهایشان شک کنند.

ممکن است باورهای ما تغییر کند

مغز ما یک دستگاه معناست. معانی مختلف زندگی ما توسط ارتباط بین دو یا چند تجربه در مغز ایجاد می شود. مثلا مغز ارتباط بین زندن کلید برق و روشنایی را تشخیص می دهد. به این ترتیب کلید برای ما مفهوم روشن شدن دارد. ذهن ما دائما تلاش می کند تا با ایجاد ارتباطات بیشتر و بیشتر، درک ما را از محیط افزایش دهد. هر تجربه ای باعث ایجاد یک ارتباط جدید در ذهن ما می شود. اما در این بین دو مشکل وجود دارد. اول اینکه مغز همه ی ما نقص هایی دارد. چون ممکن است چیزهایی که می بینیم یا می شنویم را فراموش کنیم. اشتباه کنیم و آنها را به شکل غلطی تفسیر کنیم.

دوم اینکه وقتی معنایی ایجاد می شود، ذهنمان آن معنا را ادامه می دهد. پس ممکن است نسبت به این اصول تعصب نادرستی داشته باشیم. روی آنها پافشاری کنیم و نخواهیم آنها را تغییر دهیم. حتی اگر شواهد و تجربیات جدیدی به ما اضافه شود که آن معنا را نق کند، اغلب آن را نادیده گرفته و به روش قبلی ادامه می دهیم. یکی دیگر از اهمیت شک و عدم اطمینان هم همین است. وقتی به یقین صد در صدی نرسید راحت تر می بتوانید تغییر کنید و ریسک کنید.


بسیار ی از مردم آنقدر درباره ی نحوه ی زندگی درست وسواس به خرج می دهند که هرگز نمی توانند به معنای واقعی زندگی کنند.


مراقب باشید: خطر اطمینان صد درصدی

بسیاری از افراد درباره ی توانایی های خود یا نیاز مالیشان قطعیت خاصی دارند. اما این یقین باعث می شود احساس بدی پیداکنند. چون اگر ببینند دیگران پیشرفت بیشتری نسبت به آنها داشته باشند حس بی عدالتی پیدا کنند. این حس عدم عدالت گاهی حسودی نسبت به دیگران مانع بزرگی در مسیر موفق شدن این افراد است. بدتر از آن ممکن است افراد به این علت که فکر می کنند به حقشان نرسیده اند، دست به دامن تقلب و راه های انحرافی شوند. ممکن است پایان این حسادت ها حتی به خشونت هم ختم شود.

هرچقدر بیشتر سعی کنید درمورد چیزی مطمئن شوید حس ناامنی بیشتری به سراغتان خواهدآمد. اما اگر حس تردید را با آغوش باز پذیرا باشید، برای دانستن مواردی که نمی دانید احساس خوبی دارید. این شک مثبت قضاوت های ما نسبت به دیگران را ازبین می برد و از دید تعصبی ما نسبت به عقاید و باورهایمان جلوگیری می کند. این بی اطمینانی قاوت ما نسبت به خودمان را هم کاهش می دهد. ما نمی دانیم که چقدر دوست داشتنی و جذاب هستیم. چطور به موفقیت برسیم. همین بی اطمینانی هاست که به ما اجازه ی تجربه کردن را می دهد. امیدوارم اهمیت شک را درک کرده باشید.

بی اطمینانی و شک عامل مهمی برای رشد ما هستند. ما نمی توانیم یاد بگیریم مگر اینکه بدانیم که درباره ی چیزی صددرصد مطلع نیستیم. هرچه بیشتر به نداستن خود اعتراف کنیم فرصت های بیشتری برای یادگیری به سراغ ما می آید. همچنین اگر فرض کنیم که ارزش ها و اعتقادات ما کامل نیستند راحت تر می توانیم به تغییر آنها فکرکنیم. باید اعتراف کنیم که ممکن است ارزشهای غلطی را انتخاب کرده باشیم تا بتوانیم آنها را تغییر دهیم. باید قبول کنیم که ممکن است خطایی داشته باشیم تا بتوانیم از تعصبات دورشده و رشد کنیم .


انعطاف پذیری، عدم اطمینان و شادمانی و آزادی زمانی کشب می شوند که بدانیم چه چیزهایی برایمان مهم است

این مقاله خلاصه ای از فصل پنجم کتاب هنر ظریف بیخیالی نوشته ی مارک منسن است. ما خلاصه ی فصل اول ، دوم و سوموچهارم را هم برایتان آماده کرده ایم .

.

.

در این سایت می توانید  بهترین لحظات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.برای شروع خاطره نویسی اینجا کلیک کنید

با دیجی خاطره آنلاین و دیجیتال خاطره نویسی را تجربه کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.